درسنامه آموزشی فیزیک (1) کلاس دهم رشته ریاضی و تجربی
فصل 4: دما و گرما
چگونه آب میتواند آتش را خاموش کند؟ چرا آتشنشانها لباسهای براق روشن میپوشند؟ چرا پارچهٔ خیسی که روی بند پهن شده است، ساعتی بعد خشک میشود؟ چگونه بادهای ساحلی به وجود میآیند؟ چگونه شیشههای دوجداره مانع از اتلاف گرما میشوند؟ چگونه با اسپری کردن باغهای میوه میتوان از یخ زدن آنها در شبی سرد جلوگیری کرد؟ چرا بیشتر پلها به صورت بخشهایی مجزا ساخته میشوند که فاصلهٔ کمی بین آنها وجود دارد؟ چگونه موهای خرسهای قطبی میتواند آنها را از سرمای کشندهٔ قطب در امان نگه دارد؟ پاسخ این پرسشها و بسیاری از پرسشهای مشابه را میتوان با بررسی مفهوم دما و گرما و اثرهای آن روی ماده به دست آورد.
در کتابهای علوم با مفهومهای دما و گرما به طور ساده آشنا شدید. در این فصل، ضمن گسترش و توضیح بیشتر این مفاهیم به بررسی مواردی از قبیل دماسنجی و اثر تغییر دما بر حجم مواد میپردازیم. افزون بر اینها، گرماسنجی و اندازهگیری گرمای ویژه، تغییر حالت مواد و گرمای ذوب و تبخیر را بررسی میکنیم و راههای انتقال گرما را مورد بحث قرار میدهیم و سرانجام قانون گازها را بررسی میکنیم.
1-4 دما و دماسنجی
وقتی شخص بیماری به پزشک مراجعه میکند، یکی از مهمترین اطلاعات برای پزشک، تعیین دمای بدن بیمار است. برای این منظور پزشک از دماسنج استفاده میکند. برای نگهداری مواد غذایی و جلوگیری از فاسد شدن آنها، دمای یخچال بسیار مهم است و اگر دما نامناسب باشد، ممکن است در زمان کوتاهی مواد غذایی فاسد شود. بنابراین، ایجاد دمای معیّن و حفظ آن در فنّاوری و صنعت و پژوهشهای علمی، اهمیت فراوان دارد.
در کتابهای علوم خود دیدید دما کمّیتی است که میزان سردی و گرمی اجسام را مشخص میکند. برای اندازهگیری دما لازم است مقیاس دمایی داشته باشیم و برای این کار میتوانیم از هر مشخصهٔ قابل اندازهگیری بهره بگیریم که با گرمی و سردی جسم تغییر میکند. به این ویژگی، اصطلاحاً کمّیت دماسنجی میگویند.
تغییر کمّیت دماسنجی، اساس کار دماسنجهاست. سادهترین و رایجترین نوع دماسنج، دماسنجهای جیوهای و الکلی است که در کتابهای علوم با آنها آشنا شدهاید. در این دماسنجها، کمّیت دماسنجی، ارتفاع مایع درون لولهٔ دماسنج است؛ زیرا به جز چند مورد استثنا تمام مواد با افزایش دما، منبسط و با کاهش آن منقبض میشوند. شکل 4-1 نمونهای از یک دماسنج الکلی را نشان میدهد.
مقیاسهای دما: یکی از مقیاسهای متداول دما، مقیاس دما برحسب درجهٔ سلسیوس است. این مقیاس مبتنی بر دو نقطهٔ ثابت است: یکی دمایی که در آن آب خالص در فشار جوّ متعارف (1atm) شروع به یخزدن میکند و دیگری دمایی که آب خالص در فشار جوّ متعارف در حال جوشیدن است. به نقطهٔ اوّل، عدد صفر و به نقطهٔ دوم، عدد 100 را اختصاص میدهند و فاصلهٔ بین این دو را به 100 قسمت مساوی تقسیم میکنند و هر قسمت را درجه مینامند (شکل 4-2).
قبلاً به چنین دماسنجی، دماسنج با مقیاس سانتیگراد گفته میشد. یکای درجهٔ سلسیوس را با نماد ${}^\circ C$ و دما برحسب درجهٔ سلسیوس را معمولاً $\theta $ نمایش میدهند.
از سال 1954 میلادی، یکای دیگری به نام کلوین به عنوان مقیاس بین المللی دما انتخاب شد. این یکا، با نماد K نمایش داده میشود. دما برحسب کلوین را معمولاً با T نشان میدهند. رابطهٔ میان دما در مقیاسهای سلسیوس و کلوین به صورت زیر است:
بنا به رابطهٔ 4-1 صفرِ کلوین برابر $-273/15{}^\circ C$ است که این کمترین دمای ممکن نیز هست.
اما برای دما، حدّ بالایی وجود ندارد. گسترهٔ برخی از دماهای مشهور در شکل 4-3 برحسب کلوین نشان داده شده است.
تمرین 4-1 (صفحهٔ 85 کتاب درسی)
نشان دهید که تغییر دما در مقیاسهای سلسیوس و کلوین با هم برابر است $(\Delta T=\Delta \theta )$.
این تمرین با توجه به نقش مهمی که در ادامهٔ درس این فصل دارد باید مورد تأکید ویژه قرار گیرد. در ادامهٔ فصل در همهٔ روابطی که با تغییر دما سر و کار داریم، $\Delta T$ و $\Delta \theta $ قابل جایگزینی با هم هستند.
$\Delta T={{T}_{2}}-{{T}_{1}}=({{\theta }_{2}}+273/15)-({{\theta }_{1}}+237/15)={{\theta }_{2}}-{{\theta }_{1}}=\Delta \theta $
یکای رایج دیگر دما که هنوز هم در صنعت و هواشناسی کاربرد دارد، فارنهایت است. شکل 4-4 مقایسهای از این سه یکای دما را نشان میدهد.
با کمی دقت متوجه میشویم که رابطهٔ مقیاس دمای فارنهایت ($F$) و سلسیوس $(\theta )$ به صورت $F=\frac{9}{5}\theta +32$ است.
تمرین 4-2 (صفحهٔ 85 کتاب درسی)
الف) دمای بدن یک انسان سالم تقریباً $37{}^\circ C$ است. این دما را برحسب کلوین و فارنهایت بنویسید.
$\eqalign{
& T = \theta + 273 \cr
& T = \theta + 273 = 37 + 273 = 310K \cr
& F = \frac{9}{5}\theta + 32 = \frac{9}{5}(37) + 32 = 98/6 \approx {99^\circ }F \cr} $
ب) گرمترین نقطهٔ روی زمین، ناحیهای در کویر لوت است که دمای آن تا حدود $70{}^\circ C$ و سردترین نقطه در قطب جنوب است که دمای آن تا $-89{}^\circ C$ گزارش شده است. این دماها را برحسب کلوین و فارنهایت به دست آورید.
$\eqalign{
& {T_1} = 70 + 273 = 343K \cr
& {T_2} = - 89 + 273 = 184K \cr} $
$\eqalign{
& {F_1} = \frac{9}{5}{\theta _1} + 32 = \frac{9}{5}(70) + 32 = {158^\circ }F \cr
& {F_2} = \frac{9}{5}{\theta _1} + 32 = \frac{9}{5}( - 89) + 32 = {128/2^\circ }F \cr} $
فعالیت 4-1 (صفحهٔ 86 کتاب درسی)
تحقیق کنید برای نگهداری یاختههای بنیادی بند ناف خون، به چه دمایی نیازمندیم. این دما چگونه ایجاد و حفظ میشود؟
این دما حدود $-196{}^\circ C$ است و نمونه در ظرفهای مخصوص و نیز برای مدت طولانی جهت پیوند نگهداری میشود. این دما توسط نیتروژن (یا هیدروژن) مایع حاصل میشود و نمونهها در ظرفهای نیتروژن مایع نگهداری میشود و تا مدت 15 سال میتوانند مورد استفاده قرار گیرند.
دماسنجهای معیار: امروزه از انواع دماسنجها در زندگی روزمره استفاده میشود. برخی از آنها در شکلهای 4-5 نشان داده شده است.
دانشمندان برای کارهای علمی، سه دماسنج را به عنوان دماسنجهای معیار برای اندازه گیری گسترهٔ دماهای مختلف پذیرفتهاند: دماسنج گازی، دماسنج مقاومت پلاتینی و تفسنج (پیرومتر).
یکی از دماسنجهای مهم دیگر که تا پیش از سال 1990 میلادی جزو دماسنجهای معیار شمرده میشد، دماسنج ترموکوپل است که به دلیل دقت کمتر آن نسبت به دماسنجهای بیان شده، از مجموعه دماسنجهای معیار کنار گذاشته شد؛ ولی این دماسنج همچنان کاربرد فراوانی در صنعت و آزمایشگاهها دارد. از این رو، در ادامه به معرفی این دماسنج میپردازیم. کمیت دماسنجی این دماسنج، ولتاژ است. نمونهای طرحوار از این دماسنج در شکل 4-6 نشان داده شده است.
مطابق این شکل، دو سیم رسانای غیر همجنس مانند مس و کنستانتان از طرفی در دمای ذوب یخ نگه داشته شده، و از طرف دیگر در مکانی به هم متصلاند که میخواهیم دمای آن را به دست آوریم. این مجموعه با سیمهای مسی رابط به یک ولتسنج بسته میشود. با تغییر دمای محل مورد اندازهگیری، عددی که ولتسنج نشان میدهد، تغییر میکند. اگر آزمایش را چندین بار و برای دماهای متفاوت تکرار کنیم، میتوانیم ولتاژهای مربوط به هر دمایی را مشخص کنیم. گسترهٔ دماسنجی یک ترموکوپل به جنس سیمهای آن بستگی دارد؛ مثلاً در یکی از انواع ترموکوپلها که جنس سیمها از آلیاژهای خاصی است، گسترهٔ دماسنجی از $-270{}^\circ C$ تا $1372{}^\circ C$ است.
مزیت ترموکوپل این است که به دلیل جرم کوچک محل اتصال، خیلی سریع با دستگاهی که دمای آن اندازهگیری میشود به حالت تعادل گرمایی میرسد و به علاوه میتواند در مدارهای الکترونیکی به کار رود که در بسیاری از وسایل صنعتی، گرمایشی و سرمایشی یافت میشود. شکل 4-7 روشی از اندازه گیری دما با دماسنجهایی از این دست را نشان میدهد.
فعالیت 4-2 (صفحهٔ 87 کتاب درسی)
نوع ویژهای از دماسنجهای مایعی که بیشینه و کمینهٔ دما را در یک مدت زمان معیّن نشان میدهد، دماسنج بیشینه - کمینه نام دارد. از این دماسنجها معمولاً در مراکز پرورش گل و گیاه، باغداری، هواشناسی و... استفاده میشود. در مورد چگونگی کار این دماسنجها تحقیق کنید.

هنگامی که دما بالا رود، به دلیل انبساط الکل یا روغن موجود در مخزن وسطی و لولهٔ سمت چپ دماسنج، جیوه در لولهٔ سمت راست به بالا رانده میشود و شاخص فولادی لولهٔ سمت راست را با خود بالا میبرد. اگر سطح جیوه در لولهٔ سمت راست پایین بیاید، شاخص فولادی که به آن فنرهای ریزی متصل است، همراه آن حرکت نمیکند و در همان محل قبلی خود در مقابل دمای بیشینه میایستد.
وقتی الکل به علت کاهش دما منقبض میشود، جیوه از طرف چپ لولهٔ $U$ شکل بالا میرود و شاخص فولادی دیگر را در این طرف لوله بالا میراند. اگر سطح جیوه در لولهٔ سمت چپ پایین بیاید شاخص فولادی سمت چپ که به آن نیز فنرهای ریزی متصل است همراه با آن حرکت نمیکند و در همان محل قبلی خود در مقابل دمای کمینه میایستد. با استفاده از آهنربا، این دو شاخص در پایان مدت زمان موردنظر به سطح جیوه برگردانده میشود. در طراحی جدید این نوع دماسنجها، به علت سمی بودن جیوه از مایع ترکیبی جدیدی به عنوان جایگزین استفاده میشود. این دماسنج به دماسنج نیز مشهور است و فیلمهای زیادی از آن در اینترنت پیدا میشود.
4-2 انبساط گرمایی
اگر درِ یک ظرف شیشهای محکم باشد، معمولاً برای باز کردن درِ ظرف روی آن آب داغ میریزیم. وقتی دو لیوان شیشهای درهم، گیر کرده باشند، با ریختن آب سرد در لیوان داخلی و گذاشتن لیوان بیرونی در آب گرم، میتوانیم دو لیوان را از هم جدا کنیم. وقتی دندانپزشک سوراخ دندانی را پر میکند، باید مادهٔ پرکنندهٔ دندان همان مشخصههای انبساط گرمایی دندان را داشته باشد (شکل 4-8)، زیرا در غیر این صورت، خوردن یک بستنی سرد و در پی آن نوشیدن چای داغ، بسیار دردناک خواهد بود و ممکن است سبب شکستن دندان نیز بشود.
پرسش 4-1 (صفحهٔ 88 کتاب درسی)
الف) چرا بهتر است قفل و کلید یک در، همجنس باشند؟
در این صورت انبساط و انقباض گرمایی هر دو به یک گونه خواهد بود و بنابراین تغییرات دمایی تأثیری برجا گرفتن درست کلید در قفل نخواهد گذاشت.
ب) چرا در برخی از فصلهای سال، بعضی از درها در چارچوب خود گیر میکنند؟
به دلیل انبساطهای گرمایی متفاوت در و چارچوب، تغییرات ابعاد آنها یکسان نخواهد بود. البته اگر در و چارچوب هم جنس باشند نیز به دلیل اینکه چارچوب در میان مصالحی نصب شده است که جهت افزایش طول آنها برخلاف جهت افزایش طول چارچوب است، این اتفاق میتواند رخ دهد.
بیشتر اجسام با افزایش دما حجمشان زیاد و با کاهش دما حجمشان کم میشود. همانطور که دیدیم این پدیده اساس ساخت بعضی از دماسنجهاست. بیتوجهی به پدیدهٔ انبساط در ساختن پلها، ساختمانها، خط آهنها، خطوط انتقال نیرو، خطوط انتقال سوخت و... میتواند مشکلهایی را ایجاد کند.
فعالیت 4-3 (صفحهٔ 88 کتاب درسی)
1) شکل (الف) تصویری واقعی از دو قسمت متوالی خط آهن (ریل راه آهن) های قدیمی را در گذشته نشان میدهد. اگر فاصلهٔ خالی بین این دو قسمت به حدّ کافی زیاد نمیبود، چه مشکلی پیش میآمد؟
در هر دو شکل، فاصله یا «شکافهایی انبساطی» برای انبساط تعبیه شده است تا دو بخش خط آهن در روزهای گرم فضایی برای انبساط داشته باشند.
2) امروزه بین قسمتهای متوالی خط آهن فاصلهای در نظر گرفته نمیشود و این قسمتها پشت سرهم جوشکاری میشوند (شکل ب). تحقیق کنید در این روش چگونه مشکل ناشی از انبساط در یک روز گرم تابستانی برطرف میشود؟
خطوط ریل جدید دارای چنین فضاهایی برای انبساط نیستند. آنها به طور پیوسته به هم جوش خوردهاند. این ریلها زمانی درست میشوند که دما حدوداً برابر با میانگین کمینه و بیشینهٔ دمای سالیانه در منطقهٔ موردنظر باشد. با این تدبیر دامنهٔ تغییرات دما که موجب تغییر طول ریل میشود کاهش مییابد و بنابراین حتی در صورتی که ریل دارای شکافهای انبساطی باشد نیز انبساط آن تا نصف کاهش مییابد. (توجه کنید که اگر دو انتهای میلهای را محکم ببندیم و مانع انبساط و انقباض آن شویم و سپس دما را تغییر دهیم، گیرههای دو انتهای میله مانع انبساط و تراکم میله میشود و اگر تغییر دما بسیار زیاد باشد، همانطور که در پاسخ قسمت 1 گفتیم ممکن است میله تغییر شکل دهد تا اینکه حتی ممکن است بشکند. محاسبات مربوط به این پدیده را میتوان در مبحث تنش گرمایی در کتابهای پیشرفته جستجو کرد.)

انبساط طولی: میلهای به طول اوّلیهٔ ${L_1} = {L_2}$ را در نظر بگیرید. اگر دمای میله به اندازهٔ $\Delta T$ افزایش دهیم، تجربه نشان میدهد که طول میله به اندازهٔ $\Delta L={{L}_{2}}-{{L}_{1}}$ افزایش مییابد (شکل 4-9).
آزمایشها نشان میدهند که هرچه تغییر دمای میلهٔ فلزی بیشتر باشد، افزایش طول بیشتر است و هرچه طول اوّلیهٔ میله بزرگتر باشد، به ازای یک تغییر دمای مشخص افزایش طول بیشتر خواهد بود. همچنین اگر دمای دو میلهٔ هم اندازه که جنسهای آنها با هم متفاوت است را به یک اندازه افزایش دهیم، میزان افزایش طول آنها متفاوت است. بنابراین، در تغییرات دمایی به نسبت کوچک، را میتوان از رابطهٔ زیر به دست آورد:
به $\alpha $ ضریب انبساط طولی میله میگویند که به جنس میله بستگی دارد.
در رابطهٔ 4-2، $\Delta L$ و $L_1$ بر حسب متر (m)، $\Delta T$ بر حسب کلوین ($K$) یا درجهٔ سلسیوس $({}^\circ C)$ و از آنجا یکای $\alpha $، بر کلوین ($1/K$) یا درجهٔ سلسیوس $(1/{}^\circ C)$ تعیین میشود.
ضریب انبساط طولی برخی اجسام در جدول 4-1 داده شده است. توجه کنید که مقادیر داده شده برای $\alpha $ در جدول بسیار کوچک است. همچنین ضریب انبساط طولی $\alpha $ علاوه بر جنس ماده، به دما نیز اندکی وابسته است، اما به دلیل اینکه این وابستگی ناچیز است، معمولاً آن را در محاسبات معمولی نادیده میگیریم.
| ماده | ضریب انبساط طولی $\frac{1}{K}$ | ماده | ضریب انبساط طولی $\frac{1}{K}$ |
|---|---|---|---|
| الماس | $1/2\times {{10}^{-6}}$ | مس | $17\times {{10}^{-6}}$ |
| شیشهٔ پیرکس | $3/2\times {{10}^{-6}}$ | برنج | $19\times {{10}^{-6}}$ |
| شیشهٔ معمولی | 9-$12\times {{10}^{-6}}$ | آلومینیم | $23\times {{10}^{-6}}$ |
| فولاد | 11-$13\times {{10}^{-6}}$ | سرب | $29\times {{10}^{-6}}$ |
| بتون | 10-$14\times {{10}^{-6}}$ | یخ $(0{}^\circ C)$ | $51\times {{10}^{-6}}$ |
|
|
|
آزمایش 4-1 (صفحهٔ 90 کتاب درسی)
هدف: اندازه گیری ضریب انبساط طولی
وسیلههای موردنیاز: دستگاه اندازه گیری ضریب انبساط طولی، چند لولهٔ فلزی توخالی، ارلن با لولهٔ جانبی و درپوش، لولهٔ لاستیکی، دماسنج، مجموعه پایه و گیره و چراغ الکلی.
شرح آزمایش:
1- طول لولهٔ توخالی موردنظر را اندازه بگیرید (${L_1}$) و لوله را روی دستگاه نصب کنید.
2- در ارلن مقداری آب بریزید و درپوش آن را بگذارید.
3- دمای محیط را بخوانید $({{\theta }_{1}})$ و دماسنج را در جای نشان داده شده قرار دهید.
4- ارلن را گرما دهید تا آب به جوش آید.
5- آن قدر صبر کنید تا بخار آب از لوله خارج و لولهٔ توخالی کاملاً گرم شود و سپس دمای دماسنج را بخوانید $({{\theta }_{2}})$.
6- افزایش طول میلهٔ توخالی را با ریزسنج متصل به دستگاه اندازه بگیرید $(\Delta L)$.
7- با استفاده از رابطهٔ 4-2 ضریب انبساط طولی را به دست آورید.
8- میتوانید این آزمایش را برای میلههای توخالی دیگر، تکرار کنید.

دماسنج نواری دوفلزه: نوار دوفلزه (بیمتال) از دو تیغهٔ فلزی متفاوت، مانند برنج و آهن ساخته شده است که سرتاسر به هم جوش داده شده یا پرچ شدهاند. هرگاه این نوار، گرم یا سرد شود، نوار مانند شکل 4-10 (الف) خم میشود (شکل با اندکی اغراق رسم شده است). از این ویژگی میتوان برای دماسنجی و ساختن دماسنج استفاده کرد. به این نوع دماسنجها، دماسنج نواری دوفلزه گفته میشود.
شکل 4-10 (ب)، طرحی از این دماسنج را که در آن از یک نوار دوفلزهٔ پیچهای استفاده شده است، نشان میدهد و شکل 4-10 (پ)، تصویری واقعی از این نوع دماسنج است.
(ب) یک نوار دوفلزۀ پیچهای (پ) یک دماسنج نواری واقعی
توجیه انبساط گرمایی، مبتنی بر دیدگاه میکروسکوپی است. انبساط گرمایی یک جسم پیامد تغییر فاصلهٔ بین اتمها یا مولکولهای تشکیل دهندهٔ آن است. برای درک این مدل، چگونگی رفتار اتمها در یک مادهٔ جامد را درنظر بگیرید. همانگونه که در فصل 3 دیدیم، میتوان اتمها را ذراتی درنظر گرفت که با فنرهایی به اتمهای مجاور متصل شدهاند (شکل 4-12). اتمها پیرامون مکانهای تعادل خود با دامنهٔ کم، نوسان میکنند. میتوان نشان داد با افزایش دمای جامد، فاصلهٔ متوسط بین اتمها افزایش مییابد و در نتیجه، جسم جامد منبسط میشود.
در مایع با افزایش دما حرکت کاتورهای اتمها و مولکولها بیشتر میشود. این افزایش حرکتها باعث دورشدن اتمها و مولکولها از هم میشود و حجم مایع افزایش مییابد.
انبساط سطحی و حجمی: سطح و حجم بیشتر اجسام با افزایش دما زیاد میشود. تجربه نشان میدهد با انبساط جسم جامد، شکل آن عوض نمیشود و همهٔ ابعاد آن به تناسب افزایش مییابد.
در اینجا ابتدا به انبساط سطحی میپردازیم. اگر مساحت اولیهٔ جسم جامد ${A_1}$ و افزایش دما $\Delta T$ باشد، افزایش مساحتی به اندازهٔ $\Delta A$ پیدا میکند (شکل 4-13). نشان داده میشود که این افزایش مساحت به طور تقریبی از رابطهٔ زیر به دست میآید:
در این رابطه، $\alpha $ ضریب انبساط طولی جسم جامد با یکای بر کلوین ($1/K$) یا بر درجهٔ سیلسیوس $(1/{}^\circ C)$ است، یکای $\Delta A$ و $A_1$ متر مربع (${m^2}$) و یکای $\Delta T$، کلوین ($K$) یا درجهٔ سلسیوس $({}^\circ C)$ است.
فعالیت 4-4 (صفحهٔ 92 کتاب درسی)
ورقهای فلزی و مستطیل یشکل به اضلاع $a_1$ و $b_1$ را درنظر بگیرید. بر اثر افزایش دمای $\Delta T$، طول اضلاع مستطیل به اندازهٔ $\Delta a$ و $\Delta b$ افزایش مییابند. اگر ضریب انبساط طولی ورقه $\alpha $ باشد، نشان دهید که افزایش مساحت این ورقه با تقریب مناسب از رابطهٔ $\Delta A = 2\alpha {A_1}\Delta T$ به دست میآید.
با استفاده از معادلهٔ 4-2 میتوان $\Delta a$ و $\Delta b$ را به دست آورید:
$\Delta a=\alpha {{a}_{1}}\Delta T\Rightarrow {{a}_{2}}={{a}_{1}}+\alpha {{a}_{1}}\Delta T\Rightarrow {{a}_{2}}={{a}_{1}}(1+\alpha \Delta T)$
$\Delta b=\alpha {{b}_{1}}\Delta T\Rightarrow {{b}_{2}}={{b}_{1}}+\alpha {{b}_{1}}\Delta T\Rightarrow {{b}_{2}}={{b}_{1}}(1+\alpha \Delta T) $
مساحت ورقه پس از افزایش دما برابر ${{a}_{2}}{{b}_{2}}$ است و بنابراین داریم
${{A}_{2}}={{a}_{2}}{{b}_{2}}={{a}_{1}}{{b}_{1}}={{a}_{1}}(1+\alpha \Delta T){{b}_{1}}(1+\alpha \Delta T)={{a}_{1}}{{b}_{1}}(1+\alpha \Delta T)={{a}_{1}}{{b}_{1}}(1+2\alpha \Delta T+{{(\alpha \Delta T)}^{2}})$
با توجه به اینکه $\alpha $ معمولاً از مرتبهٔ ${{10}^{-5}}$ بر درجهٔ سلسیوس است (جدول 4-1 را ببیند) و $\Delta T$ معمولاً بیشتر از مرتبهٔ ${{10}^{2}}$ درجهٔ سلسیوس نیست، میتوان نتیجه گرفت که جملهٔ ${{(\alpha \Delta T)}^{2}}$ در مقایسه با جملهٔ $2\alpha \Delta T$ بسیار کوچک است و میشود از آن چشم پوشی کرد. از طرفی ${{a}_{1}}{{b}_{1}}$ همان مساحت اولیهٔ ورقه است که آن را با ${{A}_{1}}$ نشان میدهیم. بنابراین میتوان نوشت:
${{A}_{2}}={{A}_{1}}(1+2\alpha \Delta T)\Rightarrow {{A}_{2}}-{{A}_{1}}=\Delta A=2\alpha {{A}_{1}}\Delta T$
تمرین 4-3 (صفحهٔ 92 کتاب درسی)
شکلهای (الف) و (ب) نشان میدهند که وقتی روی یک ورقهٔ فلزی حفرهای دایرهای داشته باشیم و ورقه را گرم کنیم، قطر (یا مساحت) حفره بزرگ میشود. فرض کنید جنس ورقه، برنجی است و حفرهای به قطر یک اینچ (2/54cm) درون آن ایجاد شده است. وقتی دمای ورقه، $200{}^\circ C$ افزایش یابد، افزایش مساحت حفره چقدر خواهد شد؟

باید از رابطهٔ $\Delta A=2\alpha A\Delta T$ استفاده کنیم. این را میتوان به طور شهودی دریافت. رابطهٔ $\Delta A$ را بای سطح دایرهای میتوان به طور مستقیم نیز اثبات کرد:
$\Delta A=\Delta (\pi {{R}^{2}})=2\pi R\Delta R=2\pi R(\alpha R\Delta T)=2\alpha (\pi {{R}^{2}})\Delta T=2\alpha A\Delta T$
در هر حال با جای گذاری خواهیم داشت:
$\Delta A=2(19\times {{10}^{-6}}/{}^\circ C)(\pi )({{(2/54\times {{10}^{-2}}m)}^{2}}/4)(200{}^\circ C)=3/8\times {{10}^{-6}}{{m}^{2}}$
اکنون به انبساط حجمی میپردازیم. همانطور که گفتیم حجم بیشتر اجسام با افزایش دما زیاد میشود. اگر حجم اولیهٔ جسم (جامد یا مایع) ${V_1}$ و افزایش دما $\Delta T$ باشد، جسم افزایش حجمی به اندازهٔ $\Delta V$ پیدا میکند که از رابطهٔ زیر به دست میآید:
در این رابطهٔ، $\beta $ ضریب انبساط حجمی جامد یا مایع است یکای $\Delta V$ و ${V_1}$ متر مکعب (${m^3}$)، یکای $\Delta T$، کلوین ($K$) یا درجهٔ سلسیوس $(0{}^\circ C)$ و از آنجا یکای یکای $\beta $، بر کلوین ($1/K$) یا بر درجهٔ سلسیوس $(1/{}^\circ C)$ است.
انبساط طولی بیشتر جامدها در راستاهای مختلف، با ضریب انبساط طولی یکسان صورت میگیرد. میتوان نشان داد که ضریب انبساط حجمی این جامدها با تقریب مناسبی سه برابر ضریب انبساط طولی آنهاست.
چون مایعها شکل معینی ندارند، انبساط آنها را فقط به صورت حجمی بررسی میکنیم. در جدول 4-2 ضریب انبساط حجمی برخی مایعها داده شده است.
| ماده | ضریب انبساط $(\frac{1}{K})$ |
|---|---|
| جیوه | $0/18\times {{10}^{-3}}$ |
| آب | $0/27\times {{10}^{-3}}$ |
| گلیسیرین | $0/49\times {{10}^{-3}}$ |
| روغن زیتون | $0/70\times {{10}^{-3}}$ |
| پارافین | $0/76\times {{10}^{-3}}$ |
| بنزین | $1/00\times {{10}^{-3}}$ |
| اتانول | $1/09\times {{10}^{-3}}$ |
| استیک اسید | $1/10\times {{10}^{-3}}$ |
| بنزین | $1/25\times {{10}^{-3}}$ |
| کلروفرم | $1/27\times {{10}^{-3}}$ |
| استون | $1/43\times {{10}^{-3}}$ |
| اتر | $1/60\times {{10}^{-3}}$ |
| آمونیاک | $24/5\times {{10}^{-3}}$ |
نکتهٔ مهم در استفاده از رابطهٔ 4-4 این است که باید یکای $\Delta V$ و $V_1$ یکسان باشد. مقایسهٔ ضریب انبساط حجمی جامدها با ضریب انبساط حجمی مایعات نشان میدهد انبساط حجمی جامدها عموماً از مایعات بسیار کمتر است و به همین دلیل در بسیاری از محاسبات میتوان از مقدار افزایش حجم جامد در مقابل مقدار افزایش حجم مایع صرفنظر کرد.
فعالیت 4-5 (صفحهٔ 94 کتاب درسی)
آزمایشی را طراحی و اجرا کنید که با آن بتوانید حجم گلیسیرین سرریز شده در مثال 4-4 را اندازه بگیرید. سپس از روی آن، ضریب انبساط حجمی گلیسیرین را تعیین کنید.
این فعالیت در واقع در همان امتداد مثال 4-4 است. یک ارلن شیشهای را (همراه با یک لوله شیشهای بلند) پر از گلیسیرین میکنیم، به طوری که هیچ هوایی در ارلن نباشد و گلیسیرین تا لبه لوله بالا آمده باشد. سپس ظرف شیشهای بزرگی را پر از آب کرده و آن را داغ میکنیم. بعد ارلن را وارد ظرف داغ میکنیم. گلیسیرین از لوله جاری میشود. حجم گلیسیرین جاری شده را با پیمانهای مدرج اندازه میگیریم. باید حجم اولیه گلیسیرین را نیز با روش مناسبی اندازهگیری کرده باشیم. (توجهکنید که این حجم متفاوت از حجم نوشته شده روی ارلن است) همچنین لازم است دمای اولیه و نهایی گلیسیرین را نیز داشته باشیم. آنگاه همانطور که در مثال 4-4 دیدیم حجم سرریز شده از رابطه زیر به دست میآید.
با معلوم بودن ضریب انبساط حجمی ظرف، ضریب انبساط حجمی گلیسیرین پیدا میشود.
$\Delta {V_{{\text{Glycerin}}}} - \Delta {V_{{\text{Dish}}}} = \left( {{\beta _{{\text{Glycerin}}}} - \beta {V_{{\text{Dish}}}}} \right){V_1}\Delta T$
تمرین 4-4 (صفحهٔ 94 کتاب درسی)
افزایش دما که به طور معمول موجب افزایش حجم اجسام میشود، بر جرم آنها تأثیری ندارد. به همین دلیل انتظار داریم که چگالی اجسام با افزایش دما کاهش یابد. رابطهٔ چگالی با تغییر دما به صورت ${{p}_{2}}={{p}_{1}}/(1+\beta \Delta T)$ است که در آن ${\rho _1}$ و ${\rho _2}$ به ترتیب چگالی ماده در دماهای $T_1$ و $T_2$، $\beta $ ضریب انبساط حجمی و $\Delta T={{T}_{2}}-{{T}_{1}}$ است.
الف) رابطهٔ چگالی با تغییر دما را به دست آورید.
این فعالیت در واقع در همان امتداد مثال 4-4 است. یک ارلن شیشه ای را (همراه با یک لولهٔ شیشهای بلند) پر از گلیسیرین میکنیم، به طوری که هیچ هوایی در ارلن نباشد و گلیسیرین تا لبهٔ لوله بالا آمده باشد. سپس ظرف شیشهای بزرگی را پر از آب کرده و آن را داغ میکنیم. بعد ارلن را وارد ظرف داغ میکنیم. گلیسیرین از لوله جاری میشود. حجم گلیسیرین جاری شده را با پیمانهای مدرّج اندازه میگیریم. باید حجم اولیهٔ گلیسیرین را نیز با روش مناسبی اندازه گیری کرده باشیم (دقت کنید که این حجم متفاوت از حجم نوشته شده روی ارلن است) همچنین لازم است دمای اولیه و نهایی گلیسیرین را نیز داشته باشیم. آنگاه همان طور که در مثال 4-4 دیدیم حجم سرریز شده از رابطهٔ زیر به دست میآید.
گلیسیرین: Glycerin / ظرف: Dish
$\Delta {{V}_{Glycerin}}-\Delta {{V}_{Dish}}=({{\beta }_{Glycerin}}-{{\beta }_{Dish}}){{V}_{1}}\Delta T$
با معلوم بودن ضریب انبساط حجمی ظرف، ضریب انبساط حجمی گلیسیرین پیدا میشود.
ب) نشان دهید با تقریب مناسبی میتوان چگالی جسم را از رابطهٔ${\rho _2} = {\rho _1}(1 - \beta \Delta T)$ نیز به دست آورد.
الف) با استفاده از رابطهٔ (4-4) داریم
$\Delta V=\beta {{V}_{1}}\Delta T$
که آن را میتوان به صورت ${{V}_{2}}={{V}_{1}}(1+\beta \Delta T)$ نوشت. بدیهی است با توجه به اینکه جرم تغییر نمیکند با افزایش دما، چگالی جسم باید کاهش یابد. ولی شکل آن چگونه است؟ از رابطهٔ $\beta =m/V$ (تعریف چگالی) داریم:
$\frac{{{\rho }_{2}}}{{{\rho }_{1}}}=\frac{{{V}_{1}}}{{{V}_{2}}}=\frac{1}{1+\beta \Delta T}\Rightarrow {{\rho }_{2}}=\frac{{{\rho }_{1}}}{1+\beta \Delta T}$
ب) صورت و مخرج رابطهٔ بالا را در $(\beta \Delta T-1)$ ضرب میکنیم:
${{\rho }_{2}}=\frac{{{\rho }_{1}}(1-\beta \Delta T)}{(1+\beta \Delta T)(1-\beta \Delta T)}=\frac{{{\rho }_{1}}(1-\beta \Delta T)}{1-{{\beta }^{2}}{{(\Delta T)}^{2}}}$
با توجه به اینکه $\beta $ مقداری کوچک از مرتبه ${{10}^{-3}}$ است (جدول 4-2 را ببینید) از جملهٔ ${{\beta }^{2}}{{(\Delta T)}^{2}}$ چشم پوشی میکنیم و بناب راین داریم:
${{\rho }_{2}}={{\rho }_{1}}(1-\beta \Delta T)$
انبساط غیرعادی آب: در زمستانهای سرد، سطح آب آبگیرها و دریاچههای کوچک یخ میزند و به تدریج یخ ضخیمتر میشود؛ اما در ته آبگیرها، دمای آب بالاتر از $0{}^\circ C$ بوده و برای موجودات زندهای آنجا زندگی میکنند، نسبتاً گرم و مناسب است. در واقع حجم بیشتر مایعها با کم شدن دما کاهش و در نتیجه چگالی آنها افزایش مییابد، ولی رفتار آب در محدودهٔ دمایی $0{}^\circ C$ تا $4{}^\circ C$ متفاوت است؛ یعنی در این محدوده با کاهش دما، حجم آب افزایش و در نتیجه چگالی آن کاهش مییابد.
شکلهای 4-14 (الف) و (ب)، به ترتیب نمودار حجم برحسب دما و نمودار چگالی برحسب دما را برای آب شیرین نشان میدهد که در آنها رفتار غیرعادی آب در محدوده $0{}^\circ C$ تا $4{}^\circ C$ دیده میشود.
همانطور که در این شکلها نشان داده شده است، در بازهٔ دمایی $0{}^\circ C$ تا $4{}^\circ C$ با افزایش دما، حجم آب کاهش و چگالی آن افزایش مییابد. پس از دمای $4{}^\circ C$ مانند دیگر اجسام، با افزایش دما، حجم افزایش و چگالی کاهش مییابد. همین تغییر حجم غیرعادی آب است که موجب میشود دریاچهها به جای اینکه از پایین به بالا یخ بزنند، از بالا یخ بزنند. وقتی دمای سطح آب مثلاً از $10{}^\circ C$ اندکی کمتر شود، چگالی آب نسبت به آب زیر خود افزایش مییابد و این آب، پایین میرود. این رفتار تا رسیدن به دمای $4{}^\circ C$ ادامه مییابد؛ ولی همانطور که دیدیم در دمای پایینتر از $4{}^\circ C$ حجم آب افزایش پیدا میکند و در نتیجه چگالی آن کاهش مییابد؛ یعنی سرد شدن بیشتر آب موجب میشود که چگالی آب سطح دریاچه نسبت به آب زیر آن کمتر شود و در نتیجه در سطح باقی بماند تا اینکه یخ بزند. بنابراین، در حالی که آب زیر دریاچه هنوز مایع است و دمایی بیش از صفر درجه دارد، سطح آب یخ میزند. اگر آب دریاچهها از پایین به بالا یخ میزد، اثرات زیست محیطی زیانباری در پی داشت و حیات گیاهی و جانوری در عمق دریاچهها از بین میرفت.
رفتار شگفت انگیز آب را میتوان با ساختار مولکولهای آن در یخ توضیح داد. مولکولهای آب در یخ شبکهای بلوری تشکیل میدهند، به طوری که مولکولها در بعضی نواحی خیلی به هم نزدیکاند و در نواحی دیگر، بین آنها فضای خالی وجود دارد (شکل 4-15- ب). وقتی آب از یخ به حالت مایع تبدیل میشود، ساختار شبکهٔ بلوری درهم میشکند و آرایش مولکولهای آن یکنواختتر میشود و در نتیجه حجم اشغال شده کاهش مییابد (شکل 4-15- پ). در محدودهٔ دماهای $0{}^\circ C$ تا $4{}^\circ C$ بقایای ساختار مولکولی یخ هنوز در آب وجود دارد و موجب رفتار غیرعادی آب میشود.
4-3 گرما
همانطور که در درس علوم دورهٔ اوّل متوسطه دیدید، اگر آب خیلی سرد را در لیوان بریزیم و سپس این لیوان را روی میز اتاق بگذاریم، آب گرم میشود تا اینکه به دمای هوای اتاق برسد. به همین ترتیب، اگر آب داغ را در لیوان بریزیم و لیوان را روی میز بگذاریم، آب خنک میشود تا اینکه به دمای هوای اتاق برسد. این گرمتر یا سردتر شدن در ابتدا به سرعت رخ میدهد و سپس با آهنگ کندتری ادامه مییابد تا اینکه دمای آب با دمای اتاق یکسان گردد. در این حالت که آب، لیوان و هوای اتاق در دمای یکسانی هستند، اصطلاحاً میگوییم تعادل گرمایی حاصل شده است.
تا پیش از قرن نوزدهم، چنین مشاهداتی را با پذیرفتن موجودی به نام کالریک توجیه میکردند. به عبارتی فرض میکردند که چیزی به نام کالریک از جسم گرم به جسم سرد جریان مییابد. اما کنت رامفورد (Count Rumford) و جیمز پرسکات ژول (James Prescott Joule) در پی آزمایشهای هوشمندانهای که نمونهای از آن در شکل 4-15 نشان داده شده است، دریافتند آنچه که در چنین فرایندهایی رُخ میدهد، چیزی جز انتقال انرژی نیست. مثلاً در مثال آب داغ، انتقال انرژی از آب به محیط پیرامون، سبب کاهش دمای آب میشود.
در حالت کلی هرگاه جسمی با دمای بیشتر در تماس گرمایی با جسمی با دمای کمتر قرار گیرد، بر اثر اختلاف دمای دو جسم، انرژی از جسم گر متر به جسم سردتر منتقل میشود. به این انرژی انتقال یافته بر اثر اختلاف دمای دو جسم، گرما گفته میشود.
توجه کنید اشاره کردن به گرمای موجود در یک جسم اشتباه است. گرما مربوط به انرژی در حال گذار است؛ بنابراین، عبارتهایی مانند گرمای یک جسم، نادرست است. گرما را با نماد Q نشان میدهند. چون گرما، انرژی انتقال یافته است، پس باید همان یکای انرژی (ژول) را داشته باشد. یکای دیگر گرما، کالری است که در موارد خاصی مورد استفاده قرار میگیرد. ($1cal = 4/1860J$)
وقتی دو جسم سرد و گرم در تماس با یکدیگر قرار میگیرند، از دیدگاه میکروسکوپی، آنچه که اتفاق میافتد کاهش انرژیهای پتانسیل و جنبشی مربوط به حرکتهای کاتورهای اتمها، مولکولها و سایر اجزای میکروسکوپی داخل جسم گرم، و افزایش همین انرژیها در داخل جسم سرد است تا آنکه دو جسم به تعادل گرمایی برسند (شکل 4-16).
پرسش 4-2 (صفحهٔ 97 کتاب درسی)
الف) منظور از این جمله که «دماسنجها دمای خودشان را اندازه گیری میکنند» چیست؟
در واقع دماسنجها، دمای تعادل خود با محیط را اندازه میگیرند. پس، دماسنج دمای خود را که در تعادل با محیط است اندازه میگیرد.
ب) در یک کلاس درس میز، صندلی، دانشآموز، تخته، شیشه پنجره و… وجود دارد. در یک روز زمستانی، دمای کدام یک از آنها بیشتر از دمای هوای اتاق است؟ دمای کدامیک کمتر از دمای هوای اتاق است؟
دمای بدن دانش آموز بیشتر از دمای بقیهٔ اجسام است. دمای شیشهٔ پنجره که در تماس با هوای سرد بیرون است از دمای بقیه اجسام کمتر است. دمای اجسامی مثل میز، صندلی و تخته، با دمای هوای اتاق تقریبا یکسان است، گرچه ممکن است در تماس دست خود با آنها، دماهای متفاوتی را احساس کنیم که این به خوب یا بد بودن رسانش گرمایی آن اجسام مربوط میشود.
پ) در شکل 4-16 میانگین انرژی جنبشی ذرات دو جسم چگونه تغییر کرده است؟
با کاهش دمای جسم گرم، میانگین انرژی جنبشی ذرات آن کاهش مییابد و با افزایش دمای جسم سرد، میانگین انرژی جنبشی ذرات آن افزایش مییابد. درصورتی که دو جسم از یک جنس باشند، هنگام برقراری تعادل گرمایی و هم دما شدن دو جسم، میانگین انرژی جنبشی ذرات آنها با هم مساوی است.
ظرفیت گرمایی: اگر یک پارچ آب سرد را از داخل یخچال بیرون آوریم و در اتاق قرار دهیم، آب از محیط خود، گرما میگیرد تا دمایش با دمای اتاق یکی شود. آزمایش نشان میدهد که گرمای گرفته شده توسط آب با تغییر دمای آب، متناسب است؛ یعنی هرچه آب سردتر باشد، مقدار گرمایی که میگیرد تا دمایش با دمای اتاق یکی شود، بیشتر است. بنابراین، اگر جسمی با محیط اطراف خود گرمای Q را مبادله کند و در اثر این مبادلهٔ گرما، دمایش به اندازهٔ $\Delta T$ تغییر کند، Q را متناسب با $\Delta T$ است که ضریب این تناسب را با C نشان میدهند، به طوری که:
به C، ظرفیت گرمایی جسم گفته میشود که به جنس جسم و جرم آن بستگی دارد. در رابطهٔ 4-6 یکای Q، ژول (J) و یکای $\Delta T$، کلوین (K) است؛ بنابراین، یکای C، ژول بر کلوین (J/K) میشود.
وقتی میگوییم ظرفیت گرمایی یک جسم 2000J/K است، اگر به آن جسم 2000J گرما بدهیم، دمای آن 1K افزایش پیدا میکند. توجه کنید که منظور از ظرفیت، این نیست که جسم، توانایی محدودی در مبادلهٔ گرما دارد؛ بلکه تا وقتی که اختلاف دما باشد، مبادلهٔ گرما ادامه مییابد. مقادیر زیاد آب، مانند آب دریاچهها و دریاها، نوسانهای دمای هوای اطراف خود را متعادل میکند؛ زیرا اگر مقدار آب زیاد باشد، میتواند گرمای زیادی از محیط بگیرد یا اینکه به محیط بدهد، بی آنکه دمای خودش تغییر محسوسی بکند (شکل 4-17).
گرمای ویژه: تجربه نشان میدهد ظرفیت گرمایی اجسامی که از یک نوع مادّه ساخته شدهاند متناسب با جرم آنهاست. بنابراین، مناسبتر آن است که ظرفیت گرمایی واحد جرم اجسام را تعریف کنیم که به آن ظرفیت گرمایی ویژه یا به سادگی گرمای ویژه میگویند. گرمای ویژه هر جسم، مقدار گرمایی است که باید به یک کیلوگرم از آن جسم داده شود تا دمای آن یک درجهٔ سلسیوس (یا یک کلوین) افزایش یابد. گرمای ویژه را با $c$ نشان میدهند و طبق تعریف، رابطهاش با ظرفیت گرمایی به صورت $c=C/m$ است. در نتیجه رابطهٔ 4-6 چنین میشود:
در رابطهٔ 4-7 یکای Q، ژول (J) و یکای m، کیلوگرم (kg) و یکای $\Delta T$، کلوین (K) است؛ بنابراین، یکای c در SI، ژول بر کیلوگرم - کلوین (J/kg.K) است.
گرمای ویژهٔ یک جسم به جنس مادّهٔ تشکیل دهندهٔ آن و دما بستگی دارد. گرمای ویژهٔ برخی از مواد در جدول 4-3 داده شده است.
| مادّه | گرمای ویژه (J/kg.K) | |
|---|---|---|
| عناصر جامد | سرب | 128 |
| تنگستن | 134 | |
| نقره | 236 | |
| مس | 386 | |
| آلومینیم | 900 | |
| جامدهای دیگر | برنج | 380 |
| نوعی فولاد (آلیاژ با 2٪ کربن) | 450 | |
| فولاد زنگ نزن | 490 | |
| گرانیت | 790 | |
| بتون | 800 | |
| شیشه | 840 | |
| یخ | 2220 | |
| مایعات | جیوه | 140 |
| اتانول | 2430 | |
| آب دریا | 3900 | |
| آب | 4187 | |
پرسش 4-3 (صفحهٔ 99 کتاب درسی)
چند گوی فلزی از جنسهای مختلف، مثلاً از آلومینیم، فولاد، برنج، مس، سرب و …، را اختیار میکنیم که همگی جرم یکسانی داشته باشند. گویها را توسط ریسمانهایی داخل ظرف آبی قرار میدهیم که آب آن درحال جوشیدن است و پس از مدتی گویها را بیرون آورده و آنها را روی یک ورقهٔ پارافین قرار میدهیم. به نظر شما کدام گوی، پارافین بیشتری را ذوب میکند و علت آن چیست؟ این آزمایش را نخستین بار فیزیک دان ایرلندی، جان تیندال (1893-1820 م.) طراحی و اجرا کرد.
این به گرماهای ویژهٔ گویها بستگی دارد. اگر به جدول 4-3 رجوع کنید بر حسب $J/kg.K$ گرماهای ویژهٔ سرب، برنج، مس، فولاد و آلومینیم به ترتیب 900 و 450 ،386 ،380 ،128 است. بنابراین میزان ذوب شدن پارافین از کمترین تا بیشترین به همان ترتیب است. آزمایش اصلی که توسط جان تیندا لانجام شد به وسیلهٔ وزنههای استوانهای انجام شده که شکل آن به صورت زیر است.

دمای تعادل: اگر دو یا چند جسم با دماهای مختلف در تماس با یکدیگر قرارگیرند، پس از مدتی هم دما میشوند، یعنی دمای آنها به مقدار یکسانی میرسد. به این دما، دمای تعادل میگویند که میتوان با استفاده از قانون پایستگی انرژی، آن را محاسبه کرد.
در این حالت بعضی از اجسام گرما از دست میدهند و بقیهٔ اجسام گرما میگیرند. بنا به قرارداد علامت Q برای اجسامی که گرما میگیرند مثبت (Q>0) و برای اجسامی که گرما میدهند منفی (Q<0) اختیار میشود؛ مثلاً از رابطهٔ (4-7) نیز درمییابیم که با افزایش دما، مقدار مثبتی برای Q به دست میآید و با کاهش دما، مقداری منفی برای Q به دست میآید. بنا به قانون پایستگی انرژی، همان قدر که اجسام گرم انرژی از دست میدهند، اجسام سرد انرژی میگیرند، پس جمع جبری این Q ها صفر میشود:
هرگاه چند جسم متفاوت با گرماهای ویژهٔ $c_1$ و $c_2$ و $c_3$ و... به جرمهای $m_1$ و $m_2$ و $m_3$ و... با دماهای اولیهٔ ${{\theta }_{3}}$، ${{\theta }_{1}}$، ${{\theta }_{1}}$ و ... را در تماس با یکدیگر قرار دهیم با استفاده از رابطهٔ (4-9) معادلهای به دست میآوریم که میتوان دمای تعادل $\theta $ را از آن محاسبه کرد.
از معادلهٔ 4-9 میتوانیم برای یافتن کمیتهای دیگری مانند گرمای ویژهٔ یک جسم نیز استفاده کنیم.
تمرین 4-5 (صفحهٔ 101 کتاب درسی)
جسمی به جرم 0/250kg و دمای $30{}^\circ C$ را درون عایقی حاوی 0/500kg آب $25/0{}^\circ C$ میاندازیم. پس از چند دقیقه دمای تعادل را اندازه میگیریم. دمای تعادل $21/0{}^\circ C$ شود. گرمای ویژهٔ جسم را محاسبه کنید. (از تبادل گرما بین ظرف و سایر اجسام چشم پوشی کنید.)
در این فرایند، آب گرما از دست می دهد و جسم گرما می گیرد و به دمای تعادل $(\theta =21/0{}^\circ C)$ میرسد. به ازای
${{c}_{1}}=4187J/kg.{}^\circ C$ ${{\theta }_{1}}=25/0{}^\circ C$ ${{m}_{1}}=0/500kg$ :آب
${{\theta }_{2}}=3/0{}^\circ C$ ${{m}_{2}}=0/250kg$ :جسم
از رابطهٔ 4-9 خواهیم داشت:
${{m}_{1}}{{c}_{1}}(\theta -{{\theta }_{1}})+{{m}_{2}}{{c}_{2}}(\theta -{{\theta }_{2}})=0$
$\begin{align}
& \Rightarrow {{c}_{2}}=\frac{{{m}_{1}}{{c}_{1}}(\theta -{{\theta }_{1}})}{{{m}_{2}}{{c}_{2}}(\theta -{{\theta }_{2}})}=\frac{(0/500kg)(4187J/kg.{}^\circ C)(25/0{}^\circ C-21/0{}^\circ C)}{(0/250kg)(21/0{}^\circ C-3/0{}^\circ C)} \\
& =1861J/kg.{}^\circ C\approx 1/9\times {{10}^{3}}J/kg.{}^\circ C \\
\end{align}$
گرماسنج و گرماسنجی: گرماسنج که به آن کالریمتر نیز میگویند شامل ظرفی است درپوشدار که به خوبی عایقبندی گرمایی شده است (شکل 4-19).
این ظرف در آزمایشهای گرماسنجی مانند تعیین گرمای ویژهٔ اجسام، به کار میرود. در گرماسنج مقداری آب با جرم معین میریزیم و پس از همدما شدن آب و گرماسنج، دمای آب را اندازه میگیریم. سپس جسمی را که میخواهیم گرمای ویژهاش را پیدا کنیم و جرم و دمای اولیهٔ آن معلوم است، درون گرماسنج قرار میدهیم. آنگاه به کمک همزن آب را به هم میزنیم تا مجموعه سریعتر به دمای تعادل برسد. پس از برقراری تعادل گرمایی، دمای تعادل را اندازه میگیریم. با استفاده از رابطههای (4-9) و (4-10) و با چشم پوشی از اثر ناچیز دماسنج و همزن در مبادلهٔ گرما داریم:
آب: Water / جسم: The object / ظرف: Dish
${{Q}_{\text{Water}}}+{{Q}_{\text{The object}}}+{{Q}_{\text{Dish}}}=0$
آب: Water / جسم: object / ظرف: Dish
${{m}_{\text{Water}}}{{c}_{\text{Water}}}(\theta -{{\theta }_{1\text{Water}}})+{{m}_{\text{object}}}{{c}_{\text{object}}}(\theta -{{\theta }_{1\text{object}}})+{{m}_{\text{Dish}}}{{c}_{\text{Dish}}}(\theta -{{\theta }_{1\text{Dish}}})=0$
به کمک این رابطه میتوانیم گرمای ویژهٔ جسم را به دست آوریم. معمولاً در مورد گرماسنج به جای آنکه جرم و گرمای ویژهٔ ظرف گرماسنج را جداگانه معلوم کنند، ظرفیت گرمایی ظرف گرماسنج را مشخص میکنند.
آزمایش 4-2 (صفحهٔ 102 کتاب درسی)
هدف: تعیین گرمای ویژهٔ فلزی با جنس نامعین
وسیلههای موردنیاز: گرماسنج با ظرفیت گرمایی معین، یک جسم کوچک فلزی (مثل یک وزنهٔ فلزی قلاب دار)، دماسنج، ترازو، بِشر شیشهای، چراغ گازی، سه پایه و شعله پخش کن، انبر.

شرح آزمایش:
1- مقداری آب با جرم معلوم را درون گرماسنج بریزید و صبر کنید تا دمای گرماسنج و آب، یکسان شود. این دما رااندازه بگیرید و یادداشت کنید.
2- جرم جسم فلزی را به کمک ترازو اندازه بگیرید و یادداشت کنید.
3- جسم فلزی را درون بشر قرار دهید، مقداری آب روی آن بریزید و سپس مجموعه راروی چراغ گازی روشن بگذارید.
4- صبر کنید تا آب چند دقیقه بجوشد. دمای آب را در این حالت اندازه بگیرید. این دما، همان دمای جسم فلزی نیز هست.
5- جسم داغ شده را توسط انبر به سرعت درون گرماسنج بیندازید.
6- آب درون گرماسنج را با همزن آن به هم بزنید و دمای تعادل را اندازه گرفته و یادداشت کنید.
7- با استفاده از رابطهٔ 4-9 گرمای ویژهٔ جسم فلزی را به دست آورید.
4-4 تغییر حالتهای ماده
همان طور که در فصل 2 دیدیم، موادی که در اطراف ما وجود دارند معمولاً در سه حالت (فاز) جامد، مایع و گاز (بخار) یافت میشوند. گذار از یک حالت (فاز) به یک حالت (فاز) دیگر را یک تغییر حالت (گذار فاز) مینامند. برای مثال در شکل 4-21 انواع تغییر حالتهایی که برای سه حالت آب امکان پذیر است نشان داده شده است. تغییر حالتها معمولاً با گرفتن و یا از دست دادن گرما همراهاند.
تبدیل جامد به مایع را ذوب، تبدیل مایع به بخار را تبخیر و تبدیل مایع به جامد را انجماد و تبدیل بخار به مایع را چگالش بخار به مایع یا میعان مینامیم.
امکان دارد که تغییر حالت از جامد به بخار و وارون آن از بخار به جامد نیز به طور مستقیم و بدون گذر از حالت مایع صورت گیرد. تغییر حالت از جامد به بخار، تصعید و تغییر حالت وارون آن، یعنی از بخار به جامد چگالش بخار به جامد گفته میشود.
برای مثال، نفتالین در دمای اتاق به طور مستقیم از جامد به بخار تبدیل میشود، یا در صبحهای بسیار سرد زمستان، برفکی که روی گیاهان و یا روی شیشهٔ پنجره مینشیند، بخار آبی است که به طور مستقیم به بلورهای یخ تبدیل شده است. در ادامه تغییر حالتهای جامد مایع، و مایع بخار را به طور جداگانه بررسی میکنیم.
تغییر حالت جامد - مایع: دیدیم که اگر به جسم جامدی گرما دهیم، دمای آن افزایش مییابد. اگر عمل گرما دادن را برای جامدهای خالص و بلورین ادامه دهیم، وقتی دمای جسم به مقدار مشخصی برسد، افزایش دما متوقف میشود و دما ثابت باقی میماند. در این حالت، جسم شروع به ذوب شدن میکند و به مایع تبدیل می شود. این دمای ثابت را نقطهٔ ذوب یا دمای گذار جامد به مایع مینامند، که به جنس جسم و فشار وارد بر آن بستگی دارد. به استثنای چند مورد خاص، حجم جامدهای بلوری هنگام ذوب شدن افزایش مییابد؛ زیرا حجمی که بلور با آرایش منظم مولکولها در حالت جامد اشغال میکند، نسبت به این حجم در حالت مایع که آرایش مولکولی نامنظمی دارد، کمتر است.
برخلاف جامدهای خالص و بلورین، جامدهای بی شکل مانند شیشه و جامدهای ناخالصی مانند قیر نقطهٔ ذوب کاملاً مشخصی ندارند. در واقع وقتی این مواد را گرم میکنیم، پیش از ذوب شدن خمیریشکل میشوند. این مواد در گسترهای از دما به تدریج ذوب میشوند.
معمولاً افزایش فشار وارد بر جسم سبب بالا رفتن نقطهٔ ذوب جسم میشود. اما در برخی مواد مانند یخ، افزایش فشار به کاهش نقطهٔ ذوب میانجامد که این در مورد یخ بسیار ناچیز است.
عمل ذوب، فرایندی گرماگیر است؛ یعنی به جسم جامدی که به دمای ذوب خود رسیده باشد باید گرما بدهیم تا به مایع تبدیل شود، زیرا مولکولهای جامد باید از ساختار صلب قبلی خود رها شوند. این گرما، دمای جسم را تغییر نمیدهد؛ بلکه سبب تغییر حالت آن میشود. ذوب شدن یک قالب یخ و تبدیل آن به آب (شکل 4-22) مثالی مشهور از این دست است.
فعالیت 4-6 (صفحهٔ 104 کتاب درسی)
برف و یخ دو شکل آشنای حالت جامد آب هستند، اما با وجود این، ظاهر متفاوتی دارند. دلیل این امر را تحقیق کنید.
هوا شامل بخار آب است. وقتی دمای هوا در ابتدا بالای نقطهٔ انجماد آب باشد و هوا خنک شود همان پدیدهٔ میعان رخ میدهد و بخار به شکل باران، مه و شبنم تبدیل میشود. با سردتر شدن هوا، این آب به شکل تگرگ یخ میزند. اما اگر در ابتدا دما زیر نقطهٔ انجماد آب باشد، بخار آب مستقیماً از حالت گازی به حالت جامد میرود (عکس پدیدهٔ تصعید). در این صورت بلورهای یخ معلق در هوا ضمن حفظ تقارن شش وجهی خود، به آرامی رشد میکند و تشکیل دانههای برف را میدهند. (فرایند مشابهی موجب تشکیل برفک در یخچال میشود.)

انجماد یک مایع و تبدیل آن به یک جامد، عکس فرایند ذوب شدن است و لازمهٔ این فرایند گرفتن گرما از مایع است تا مولکولها بتوانند در یک ساختار جدید قرار گیرند. در اینجا نیز تغییر حالت بدون تغییر دما رخ میدهد. گرمای منتقل شده برای تغییر حالت جسم از جامد به مایع یا از مایع به جامد، با جرم جسم نسبت مستقیم دارد. نسبت این گرما به جرم جسم را گرمای نهان ویژهٔ ذوب میگویند که به اختصار آن را گرمای نهان ذوب مینامیم و آن را با $L_F$ نشان میدهیم.
گرمای نهان ذوب بستگی به جنس جسم دارد و یکای آن در SI ژول بر کیلوگرم (J/kg) است. بنابراین، وقتی نمونهای به جرم m کاملاً تغییر فاز دهد گرمای منتقل شده برابر با Q=mLF است. وقتی تغییر فاز از جامد به مایع انجام میشود، جسم گرما میگیرد (Q>0):
$Q = + m{L_F}$
و اگر تغییر فاز از مایع به جامد انجام شود، جسم گرما از دست میدهد (Q<0):
$Q = - m{L_F}$
گرمای نهان ذوب و نقطهٔ ذوب مواد مختلف، متفاوت است. این مقدارها برای برخی از مواد در جدول 4-4 داده شده است.
| مادّه | نقطۀ ذوب $({}^\circ C)$ | (kJ/kg) گرمای نهان ذوب |
|---|---|---|
| هیدروژن | 259- | 58/6 |
| اکسیژن | 218- | 13/8 |
| نیتروژن | 210- | 25/5 |
| جیوه | 39- | 11/8 |
| یخ | 0 | 333/7 |
| گوگرد | 119 | 38/1 |
| سرب | 327 | 24/5 |
| قلع | 630 | 165 |
| نقره | 960 | 88/3 |
| طلا | 1064 | 64/5 |
| مس | 1083 | 134 |
فعالیت 4-7 (صفحهٔ 105 کتاب درسی)
تحقیق کنید وجود ناخالصی در مایع چه تأثیری بر نقطهٔ انجماد آن دارد.
وجود ناخالصی موجب فروافتادن نقطهٔ انجماد میشود. برای توضیح این پدیده به قطعه یخی فکر کنید که روی آن لایهٔ نازکی از آب وجود دارد. در سطح جدایی لایهٔ آب و یخ، دائماً تعدادی مولکول از آب به یخ میپیوندند و تعدادی مولکول نیز از یخ به آب میپیوندد. وجود تعادل در این دو فرایند سبب میشود مقدار آب و مقدار یخ ثابت بماند. حال اگر مقداری نمک طعام روی این قطعه یخ بپاشیم. مولکولهای نمک در لایهٔ آب به یونهای مثبت و منفی تجزیه میشوند. مولکولهای آب دور هر دو یون جمع میشوند و اصطلاحاً یونها را هیدراته میکنند. در نتیجهٔ هیدراته شدن یونها، تعداد مولکولهایی که از آب به یخ میپیوندند کاهش مییابد، در حالی که تعداد مولکولهایی که از یخ به آب میپیوندند تغییری نکرده است. به عبارتی، تعادل قبلی برهم میخورد و از یخ کاسته و بر لایهٔ آب افزوده میشود و آن قدر آب موجود در لایهٔ آب زیاد میشود تا دوباره تعادل برقرار گردد. در پیوستن مولکولهای آب از یخ به آب، انرژی مولکولها افزایش مییابد، زیرا مولکولهای آب در حالت مایع نسبت به حالتی که در ساختار بلورین و صلب یخ قرار دارند، دارای انرژی بیشتری هستند. این افزایش انرژی مولکولها، با گرفتن گرما از لایهٔ آب تأمین میشود و در نتیجه دمای لایهٔ آب پایین میآید و به دنبال آن دمای یخ که در تماس با این لایهٔ آب است نیز کاهش مییابد. اصطلاحاً گفته میشود نقطهٔ انجماد آب به دلیل وجود نمک “فرو میافتد.
با پاشیدن نمک بیشتر روی یخ، مقدار بیشتری از یخ ذوب میشود و دمای آب و یخ بیشتر کاهش مییابد. البته برای این کاهش، حدّی وجود دارد؛ مثلاً برای نمک طعام $(NaCl)$ این دمای حدّی $-21{}^\circ C$ و برای کلسیم کلراید $(CaC{{l}_{2}})$ این دمای حدّی، $-55{}^\circ C$ است. به همین دلیل برای جادههای یخ بسته از کلسیم کلراید استفاده میکنند.
آزمایش 4-3 (صفحهٔ 106 کتاب درسی)
هدف: تعیین گرمای نهان ذوب یخ
وسیله های موردنیاز: بشر شیشهای با حجم $400c{m^3}$ چراغ گازی، سه پایه، توری نسوز، ترازو، مقداری مخلوط آب و یخ، گرماسنج با ظرفیت گرمایی معلوم و دماسنج.
شرح آزمایش:
1- 200cc آب در بشر بریزید و آن را روی سه پایه قرار دهید. چراغ گاز را روشن کنید تا دمای آب دست کم به $60{}^\circ C$ برسد.
2- آب گرم را درون گرماسنج بریزید و پس از مدتی دمای تعادل آب و گرماسنج را با دماسنج اندازه بگیرید و یادداشت کنید.
3- قطعه یخی به جرم تقریبی $0/050kg$ را از درون مخلوط آب و یخ (با دمای $0/0{}^\circ C$) بیرون آورده و جرم آن را اندازه گرفته و یادداشت کنید.
4- یخ را درون گرماسنج بیندازید و صبر کنید تا کاملاً ذوب شود. اینک دمای تعادل را اندازه بگیرید.
5- با استفاده از اعداد به دست آمده، گرمای ذوب یخ (${L_F}$) را حساب کنید.
تغییر حالت مایع - بخار: دیدیم که به تبدیل مایع به بخار تبخیر میگویند. خشک شدن لباس خیسی که روی بند رخت آویخته شده است، یا خشک شدن سریع یک زمین خیس در هوای گرم تابستان مثالهایی از نوعی تبخیر هستند که به آن تبخیر سطحی گفته میشود.
تا پیش از رسیدن به نقطهٔ جوش مایع، تبخیر به طور پیوستهای از سطح مایع رخ میدهد. در پدیدهٔ تبخیر سطحی، تندی برخی از مولکولهای مایع به حدّی میرسد که میتوانند از سطح مایع فرار کنند (شکل 4-23). تجربه نشان میدهد آهنگ رخ دادن این فرایند به عواملی از جمله دما و مساحت سطح مایع بستگی دارد.
فعالیت 4-8 (صفحهٔ 107 کتاب درسی)
الف) بررسی کنید از دیدگاه مولکولی، افزایش دما و افزایش مساحت سطح مایع چگونه بر آهنگ تبخیر سطحی مایع اثر میگذارد؟
تبخیر سطحی با افزایش دما زیاد میشود. در واقع مولکولها برای آنکه بتوانند از سطح آزاد مایع فرار کنند باید انرژی جنبشی لازم برای فرار از چنگ کشش سطحی را داشته باشند و بدیهی است که این با افزایش دما بیشتر میشود. وانگهی کشش سطحی آب نیز با افزایش دما کم میشود که این هم به تبخیر سادهتر آب میانجامد. در جدول 4-5 نیز این بستگی به دما به وضوح نمایان است. افزایش مساحت نیز موجب افزایش تبخیر سطحی میشود. چرا که هر چه مساحت سطح آزاد بیشتر شود بدیهی است که مولکولهای بیشتری برای فرار از سطح آزاد مایع وجود خواهد داشت.
ب) با بررسی تبخیر سطحی در شرایط مختلف سعی کنید از راه تجربه، عامل یا عاملهای دیگری را پیدا کنید که بر آهنگ تبخیر سطحی مؤثر باشند.
میتوانید مثلاً سطح آزاد مایع را در معرض نسیم یا باد طبیعی و یا مصنوعی (مثلاً باد پنکه) قرار داده و بدین ترتیب دریابید که آهنگ تبخیر سطحی افزایش مییابد. همچنین اگر بتوانید شرایطی را فراهم کنید که فشار هوا بر سطح آزاد مایع کاهش یابد و ظرف در محیطی با خلأ نسبی قرار گیرد، آهنگ تبخیر سطحی افزایش مییابد.
پ) تحقیق کنید کوزههای سفالی چگونه میتوانند آب داخل خود را خنک کنند.
آبی که از دیوارههای متخلخل کوزه به بیرون تراوش کرده بخار میشود و ضمن تبخیر از کوزه و آب داخل آن، گرمای لازم (گرمای نهان تبخیر) گرفته میشود. حال اگر نسیمی بوزد این عمل تشدید میشود. زیرا همان طور که گفتیم در حین تبخیر، مولکولهای آب از آن جدا میشوند تا به هوای مجاور خود بروند. مقداری انرژی صرف میشود تا این مولکولها از جاذبهٔ مولکولهای سطح آب رها شوند. بسیاری از این مولکولها، مثلا با برخورد با مولکولهای هوا، به سطح آب باز میگردند. اما اگر هوا با یک نسیم حرکت کند این مولکولهای آزاد شده از محل دور میشوند و نمیتوانند انرژی را برگردانند که به این در قسمت (ب) نیز پرداختیم. اگر این از دست دادن انرژی سریع باشد، دمای آب پیش از آنکه انرژی قابل توجهی از محیط به آب انتقال یابد، فرو میافتد. بنابراین اگر یک کوزه متخلخل در سایه قرار داده شود، وزش یک نسیم میتواند آب داخل کوزه را با جدا کردن مولکولهای بخار شده از آبی که از دیواره کوزه به بیرون تراویده است خنک کند. عرق کردن بدن و یا خیساندن لباس و پوشیدن آن و سپس قرار گرفتن در زیر سایه و محلی بادگیر نیز به طور مشابه میتواند باعث خنک شدن شخص شود.

وقتی مایعی را روی اجاقی قرار میدهیم، با گرم کردن مایع به دمای مشخصی میرسیم که در آن حبابهای گاز از درون مایع بالا مییآیند، که نشانهای از آغاز فرایندی موسوم به جوشیدن است. به این دمای مشخص، نقطهٔ جوش میگویند.
در مورد آب، به محض اینکه حبابها بالا میآیند به آب کمی سردتر میرسند و پیش از رسیدن به سطح آزاد آب با صدای تیزی فرو میپاشند و در آنجا دوباره به مایع تبدیل مییشوند. ولی وقتی دمای آب همچنان بالا برود، حبابها میتوانند بیشتر بالا بروند تا میگویند «غلغل کردن» اینکه سرانجام به سطح آزاد آب میرسند و در آنجا با صدای دیگری که به آن رسیده است و «جوش کامل» فرو میپاشند (شکل 4-24). در این حالت است که میگوییم آب به آهنگ تبخیر به بیشترین مقدار خود میرسد. دماسنجی که مخزن آن درون آب قرار دارد دمای ثابتی را نشان میدهد که برای آب خالص در فشارجوّ متعارف (1atm)، $100{}^\circ C$ است. در جوشیدن، کلّ مایع در فرایند تبخیر شرکت میکند. به فرایند تبخیر تا پیش از رسیدن به نقطهٔ جوش تبخیر سطحی و به فرایند تبخیر در نقطهٔ جوش، اصطلاحاً جوشیدن میگویند، در حال یکه هر دو فرایند، تبخیرند.
فعالیت 4-9 (صفحهٔ 108 کتاب درسی)
از تفاوت نقطهٔ جوش اجسام مختلف در صنعت، استفادهٔ زیادی میشود. تحقیق کنید چگونه از این ویژگی برای جدا کردن محصولات نفتی استفاده میشود؟
اجزای تشکیل دهندهٔ یک محلول چند جزئی مانند نفت خام نقطههای جوش متفاوتی دارند، به طوری که سنگینترین آنها بالاترین نقطهٔ جوش و سبکترین آنها کمترین نقطهٔ جوش را دارند. وقتی نفت خام را چنان حرارت دهیم که ناگهان همهٔ اجزای آن تبدیل به بخار گردد و سپس آنها را سرد کنیم تا به مایع تبدیل شوند، اجزای مختلف نفت خام با نقاط جوش مختلف را میتوان در یک ستون تقطیر از هم جدا کرد. سبکترین محصولات با پایینترین نقطهٔ جوش از بالای ستون و سنگینترین محصولات با بالاترین نقطهٔ جوش از پایین ستون خارج میشود.

تجربه نشان میدهد که گرمای منتقل شده برای تبخیر هر مایع با جرم آن نسبت مستقیم دارد. نسبت این گرما به جرم مایع بخار شده را گرمای نهان ویژه تبخیر مینامیم که برای سادگی گرمای نهان تبخیر نامیده میشود و آن را با ${L_V}$ نشان میدهیم.
گرمای نهان تبخیر هر مایع به جنس و دمای آن بستگی دارد و یکای آن در SI ژول بر کیلوگرم (J/kg) است.
جدول 4-5 برخی از مقدارهای ${L_V}$ را نشان میدهد که به طور تجربی برای آب در دماهای مختلف به دست آمده است.
| دما $({}^\circ C)$ | $L_V(kJ/kg)$ |
|---|---|
| 0 | 2490 |
| 15 | 2454 |
| 50 | 2374 |
| 100 | 2256 |
| 150 | 2115 |
| 200 | 1940 |
پرسش 4-4 (صفحهٔ 108 کتاب درسی)
چرا در جدول 4-5 گرمای نهان تبخیر آب با افزایش دمای آن کاهش مییابد؟
این مورد را میتوان با نیروهای بین مولکولی که در فصل 2 معرفی شدند توضیح داد. همان طور که دیدیم نیروهای چسبندگی مولکولی به فاصلهٔ بین مولکولها بستگی دارند. با افزایش دما و کاهش چگالی، فاصلهٔ بین مولکولی در حالت مایع افزایش و نیروی چسبندگی بین مولکولها کاهش مییابد و در نتیجه تفاوت بین انرژیهای درونی جسم در حالتهای مایع و بخار کاهش مییابد. به بیانی بسیار ساده شده، با افزایش دما، مولکولها سادهتر میتوانند از سطح آزاد مایع بگریزند و به گرمای کمتری برای این امر نیاز است و بالعکس.
گرمای لازم برای تبخیر مایعی به جرم m که گرمای تبخیر آن ${L_V}$ است از رابطهٔ $Q= + m{L_V}$ به دست میآید. علامت مثبت نشان دهندهٔ آن است که مایع هنگام تبخیر گرما میگیرد.
در مسئلههای عملی بیشتر با گرمای نهان تبخیر مایع در نقطهٔ جوش آن سروکار داریم و البته نقطهٔ جوش هر مایع به جنس و فشار وارد بر آن بستگی دارد. افزایش فشار وارد بر مایع سبب بالا رفتن نقطهٔ جوش آن می شود. جدول 4-6 نقطهٔ جوش و گرمای نهان تبخیر مربوط به این نقطه را برای برخی از مواد در فشار 1 اتمسفر نشان میدهد.
| مادّه | نقطهٔ جوش $({}^\circ C)$ | گرمای نهان تبخیر $(kJ/kg)$ |
|---|---|---|
| هلیم | 269- | 21 |
| هیدروژن | 253- | 460 |
| نیتروژن | 196- | 200 |
| اکسیژن | 183- | 214 |
| آمونیاک | 35- | 1369 |
| اتر | 35 | 377 |
| برم | 59 | 193 |
| کلروفرم | 62 | 247 |
| اتانول | 79 | 846 |
| بنزین | 80 | 390 |
| آب | 100 | 2256 |
| ید | 184 | 164 |
| گلیسیرین | 290 | 974 |
| جیوه | 357 | 295 |
| گوگرد | 445 | 1510 |
پرسش 4-5 (صفحهٔ 109 کتاب درسی)
الف) چرا غذا در دیگ زودپز، زودتر پخته میشود؟
این مثالی از افزایش نقطهٔ جوش آب با افزایش فشار وارد بر سطح آزد مایع است. در درون دیگ زودپز، با افزایش بخار آب، فشار وارد بر روی سطح مایع درون دیگ و در نتیجه نقطهٔ جوش افزایش مییابد و بنابراین مواد درون زودپز در دمای بالاتر و سریعتر پخته میشود.
ب) دلیل دیرتر پخته شدن تخم مرغ در ارتفاعات چیست؟ کوهنوردان برای رفع این مشکل چه کاری انجام میدهند؟
در ارتفاعات، فشار هوا پایینتر است و بنابراین نقطهٔ جوش پایین میآید. مثلاً در قلهٔ دماوند نقطهٔ جوش آب حدود $80{}^\circ C$ و در قلهٔ اورست نقطهٔ جوش آب در حدود $72{}^\circ C$ است. البته این دما برای پختن تخم مرغ که به دمای $70{}^\circ C$ نیاز دارد کافی است ولی زمان پختن را طولانی میکند. معمولاً گفته میشود کوه نوردان از نمک استفاده میکنند، ولی خوب است بدانید که افزودن $200g$ نمک (حدود یک لیوان) در 1 لیتر آب حداکثر $2{}^\circ C$ بر نقطهٔ جوش آب میافزاید.
برای اندازهگیری گرمای نهان تبخیر در نقطهٔ جوش هر مایع روشهای عملی گوناگونی وجود دارد که آزمایش 4-4 براساس یکی از این روشها طراحی شده است.
آزمایش 4-4 (صفحهٔ 110 کتاب درسی)
هدف: تعیین گرمای نهان تبخیر آب
وسیله های مورد نیاز: بشر 200cc، دماسنج، سه پایه، توری، پایه و گیره، چراغ گاز، زمان سنج، آب و ترازو

شرح آزمایش:
1- جرم بشر خالی را اندازه گیری کنید و مقدار معیّنی آب (مثلاً 0/200kg) در آن بریزید.
2- توری را روی سه پایه بگذارید. چراغ را زیر آن روشن کنید و بشر را روی توری قرار دهید.
3- دماسنج را به کمک پایه و گیره طوری درون بشر قرار دهید تا مخزن آن کمی پایینتر از سطح آب باشد.
4- در لحظه ای که دمای آب به ${{\theta }_{1}}=70{}^\circ C$ می رسد زمان سنج را روشن کنید (${t_1} = 0s$).
5- صبر کنید تا آب به جوش آید. زمان (${t_2}$) و دما $({{\theta }_{2}})$ را ثبت کنید.
6- با استفاده از رابطهٔ $P({{t}_{1}}-{{t}_{2}})=mc({{\theta }_{2}}-{{\theta }_{1)}}$ و جایگذاری مقادیر معلوم، توان گرمادهی چراغ به آب (P) را به دست آورید.
7- گرما دادن را آنقدر ادامه دهید تا مقدار قابل ملاحظهای از آب بخار شود (تذکر: در طول گرمادادن باید شرایط چراغ و بشر ثابت بماند تا توان گرمادهی چراغ به آب تغییر نکند).
8- زمان (${t_3}$) را ثبت کنید. بشر را از روی چراغ بردارید و با وزن کردن آن جرم آب بخار شده ('m) را به دست آورید.
9- گرمای تبخیر را با استفاده از رابطهٔ $P({{t}_{3}}-{{t}_{2}})=m'{{L}_{V}}$ به دست آورید.
تمرین 4-6 (صفحهٔ 110 کتاب درسی)
قطعه یخی به جرم 1/0kg و دمای اولیهٔ $-20{}^\circ C$ را آن قدر گرم میکنیم تا تمام آن تبدیل به بخار $100{}^\circ C$ مورد نیاز برای این تبدیل چند کیلو ژول است؟
گرمای لازم برای تبدیل یخ $-20{}^\circ C$ به بخار $100{}^\circ C$ از مجموع گرما در چهار فرایند حاصل میشود.
1) تبدیل یخ $-20{}^\circ C$ به یخ $0{}^\circ C$
2) تبدیل یخ $0{}^\circ C$ به آب $0{}^\circ C$
3) تبدیل آب $0{}^\circ C$ به آب $100{}^\circ C$
4) تبدیل آب $100{}^\circ C$ به بخار $100{}^\circ C$.
یعنی
$\begin{align}
& Q=mc\Delta {{\theta }_{1}}+m{{L}_{F}}+m{{c}_{Water}}\Delta {{\theta }_{2}}+m{{L}_{V}}=(1/0kg)(2200J/kg.{}^\circ C)(20{}^\circ C)+(1/0kg)(333/7\times {{10}^{3}}J/kg) \\
& +(1/0kg)(4187J/kg.{}^\circ C)(100{}^\circ C)+(1/0kg)(2256\times {{10}^{3}}J/kg) \\
& =3052800J\approx 3/1\times {{10}^{6}}J \\
\end{align}$
(توجه کنید گرچه جدول 4-3 گرمای ویژه یخ را برای $-10{}^\circ C$ داده است، ولی در این مسئله از همان داده استفاده کردیم.)
تبدیل بخار به مایع نیز در طبیعت رخ میدهد و گاهی قطرههای مایعی از بخار روی سطوح جامد تشکیل میشود. به این پدیده، میعان گفته میشود.
در واقع میعان، وارون فرایند تبخیر است. بنابراین، بخار گرما از دست میدهد و به مایع تبدیل میشود. گرمای مربوط به میعان مقداری بخار به جرم m و گرمای نهان تبخیر گرمای نهان تبخیر Lv از رابطهٔ $Q =-m{L_V}$ محاسبه میشود. علامت منفی نشان دهندهٔ آن است که بخار هنگام میعان گرما از دست میدهد و باعث گرم شدن اجسام پیرامون خود میشود؛ مثلاً یکی از عواملی که موجب میشود در هوایی که رطوبت آن زیاد است، احساس گرمای بیشتری بکنیم، همین میعان بخار آب روی بدنمان است.
فعالیت 4-10 (صفحهٔ 111 کتاب درسی)
در مورد ایجاد شبنم صبحگاهی روی گیاهان تحقیق کنید.
به بیان ساده شدهای میتوان گفت که با برخورد مولکولهای بخار آب با سطح برگ که در صبحگاهان دمای پایینتری از دمای بخار آب دارند، بخار آب مایع میشود. اما پاسخ تفصیلی آن نیاز به معرفی برخی مفاهیم دارد. مقدار بخار آب موجود در هوا اغلب به صورت رطوبت نسبی در مقایسه با حدّ اشباع داده میشود. برای مثال، رطوبت نسبی $/%50$ به معنی آن است که مقدار بخار، نصف حدّ اشباع است. مثلا در یک دوش آب گرم در محیطی بسته، رطوبت نسبی ممکن است به $/%100$ برسد و پس از آن وقتی بخار آب اضافی به هوا داده شود، مقداری از این بخار به قطرات آب تبدیل میشود. باید توجه کرد که حدّ اشباع برای هوای سردتر، پایینتر است (یعنی هرچه دما کمتر باشد، هوا بخار کمتری را میتواند در حالت اشباع خود جای دهد) و بنابراین میعان بخار آب بیشتر رخ میدهد. به همین دلیل است که آینهٔ سرد حمام باعث چگالش بخار آب به صورت مایع بر روی آن میشود. در پدیده شبنم صبحگاهی هم پدیده مشابهی رخ میدهد.

فعالیت 4-11 (صفحهٔ 111 کتاب درسی)
در فرایندهای تغییر حالت (تغییر فاز) دما تغییر نمیکند، اما انرژی درونی ماده تغییر میکند. در این باره تحقیق کنید.
معمولاً این از آن پرسشهایی است که ذهن دانش آموزان را به شدت درگیر میکنند. چرا که در جایی عنوان میشود وقتی به مخلوط آب و یخ گرما میدهیم دماسنج درون ظرف آب و یخ تغییر دمایی نشان نمیدهد و از طرفی گفته میشود که با گرم شدن، انرژی درونی ماده افزایش مییابد. ولی باید توجه کرد اینها دو امکان متفاوت برای افزایش انرژی درونی ماده هستند و با هم تناقضی ندارند و افزایش درونی حتماً با افزایش دما همراه نیست. البته در اینجا بحثهایی وجود دارد که به راستی انرژی درونی چیست. بسیاری از کتابها در کنار انرژی درونی به انرژی گرمایی میپردازند و بیان میدارند انرژی درونی مجموع انرژی پتانسیل و انرژی گرمایی است. ولی در هر حال باید توجه داشت که بررسی این موضوع بدون توجه به منحنیهای انرژی پتانسیل ممکن نیست، که البته پیشتر به معرفی آنها در این کتاب راهنمای معلم پرداختیم.
تشریح کاملتر این منحنیها را میتوانید در مقالهٔ زیر بیابید: «مولکولها، اتمها و ساختار داخلی اتمها، مجلهٔ رشد آموزش فیزیک، شماره 72 صفحهٔ 9». در اینجا یادآوری میکنیم که این منحنیها میتوانند نیروهای بین اتمی و بین مولکولی را توضیح دهند که با نیروهای بین مولکولی در فصل 3 آشنا شدیم. در نتیجهٔ افزایش دما، نقطهٔ تعادل در این منحنیها به سمت راست انتقال مییابد و به دلیل نامتقارن بودن شکل منحنی انرژی پتانسیل، فاصلهٔ بین مولکولها افزایش مییابد. همچنین میتوان گفت با افزایش دما از عمق چاه پتانسیل که نمود قدرت پیوند مولکولی است کاسته میشود.
با افزایش دما سرانجام به وضعیتی می رسیم که جدا شدن یک مولکول ${{H}_{2}}O$ از سطح یخ ساده میشود. پس گرما، نه صرف افزایش دمای یخ، بلکه صرف کم شدن قدرت پیوند بین مولکول میشود. برای دانش آموزان میتوان به همین توضیح ساده اکتفا کرد که پیش از آنکه گرما صرف جنبش مولکولها شود باید بتوانند یک مولکول را بکند. (بنابراین اینکه گرما را لزوما معادل انرژی درونی بگیریم نادرست است.) پس از این وضعیت است که گرما به جنبش مولکولها میانجامد. در مورد این مباحث به مقالههای زیر نیز رجوع کنید :«دو خطای رایج در آموزش فیزیک، رشد و آموزش فیزیک، شماره 109 صفحهٔ 15» و «گرمای نهان ذوب و گرمای ویژه آب، رشد آموزش فیزیک شماره 102، صفحهٔ 26».
4-5 روشهای انتقال گرما
همانطور که در کتاب علوم هفتم دیدیم، شارش گرما به سه صورت متفاوت انجام میشود که عبارتاند از: رسانش گرمایی، همرفت و تابش گرمایی. در هر فرایند انتقال گرما، ممکن است هر سهٔ این ساز و کارها دخالت داشته باشند (شکل 4-25)
اختلاف دما باعث شارش گرما از جسم با دمای بالاتر به جسم با دمای پایینتر میشود. انتقال گرما، از جسم گرم به جسم سرد تا وقتی ادامه مییابد که دو جسم هم دما شوند و اصطلاحاً به تعادل گرمایی برسند. در ادامه به بررسی دقیقتر ساز وکار هریک از این روشها میپردازیم.
رسانش گرمایی: بسیاری از ما این تجربه را داریم که انتهای قاشق فلزی درون ظرف غذای روی اجاق روشن را با دست گرفته و داغی آن را احساس کردهایم. اما همچنین دیدهایم اجسامی دیگر مانند شیشه، چوب و… نیز میتوانند گرما را تا حدودی انتقال دهند. رسانش گرمایی در این اجسام، به دلیل ارتعاش اتمها و گسترش این ارتعاشها در طول آنهاست (شکل 4-26).
به جهت نبوِد الکترونهای آزاد، این اجسام ، رساناهای گرمایی خوبی نیستند. به همین دلیل از برخی از این مواد در دیوارها و سقف بناها استفاده میکنند تا حتی الامکان از خروج گرما در زمستان و ورود آن در تابستان جلوگیری کنند.
اما در فلزات افزون بر ارتعاشهای اتمی، الکترونهای آزاد نیز در انتقال گرما نقش دارند. بنابراین، نسبت به سایر اجسام، رساناهای گرمایی بسیار بهتری هستند. در واقع چون الکترونها بسیار کوچکاند و به سرعت حرکت میکنند با برخورد با سایر الکترونها و اتمها سبب رسانش گرما میشوند (شکل 4-27).
بنابراین، در رساناهای فلزی سهم الکترونهای آزاد در رسانش گرما بیشتر از اتمهاست.
فعالیت 4-12 (صفحهٔ 112 کتاب درسی)
موهای خرس قطبی توخالی هستند. تحقیق کنید این موضوع چه نقشی در گرم نگه داشتن بدن خرس در سرمای قطب دارد؟
موهای سفید خرس قطبی، فقط قسمتهای مرئی و فروسرخ نور خورشید را مانند یک فیبر نوری، پس از بازتابهای مکرر درون مو به پوست منتقل میکند. در آنجا نور جذب پوست میشود و بدین ترتیب دمای بدن خرس افزایش مییابد. اما گرمای حاصل در پوست نسبتاً حفظ میشود، زیرا موها توخالی هستند و مانند لولههای توخالی رسانندهٔ ضعیف گرما هستند.
همرفت: وقتی ظرف بزرگی از آب را روی اجاق میگذاریم چگونه همهٔ آب آن در مدت نه چندان زیادی گرم میشود؟ بخاری چگونه هوای داخل اتاق را گرم میکند؟
انتقال گرما در مایعات و گازها که معمولاً رساناهای گرمایی خوبی نیستند عمدتاً به روش همرفت، یعنی همراه با جابه جایی بخشی از خود ماده، انجام میگیرد. همان طور که در کتاب علوم هشتم دیدید این پدیده بر اثر کاهش چگالی شاره با افزایش دما صورت میگیرد. انتقال گرما به روش همرفت را میتوان به سادگی با انجام آزمایش نمایش داد.
آزمایش 4-5 (صفحهٔ 113 کتاب درسی)
هدف: مشاهده پدیده همرفت
وسیلههای موردنیاز: لولهٔ همرفت، گیره و پایه، آب سرد، دانههای پتاسیم پرمنگنات یا جوهر، چراغ الکلی یا گازی

شرح آزمایش:
1- لوله را از آب سرد پرکنید و به آرامی چند دانهٔ پتاسیم پرمنگنات (یا چند قطره جوهر) را از دهانهٔ لوله به داخل آن بریزید.
2- یکی از شاخههای قائم لوله را مطابق شکل روی شعله بگیرید و در همان لحظه شاخهٔ قائم دیگر لوله را با دست لمس کنید.
3- دستتان را از شاخهٔ قائم بردارید و در حالی که گرما دادن را ادامه میدهید به مایع درون لوله با دقت نگاه کنید. پس از چند دقیقه دوباره همان شاخهٔ قائم لوله را لمس کنید.
4- مشاهدات خود را بنویسید و با بحث درگروه، دلیل هر یک از مشاهدات را توضیح دهید.
همرفت میتواند در همهٔ شارهها، چه مایع و چه گاز، به وقوع بپیوندد. در همرفت، برخلاف رسانش گرمایی، انتقال گرما با انتقال بخشهایی از خود ماده صورت میگیرد و وقتی شاره در تماس با جسمی گرمتر از خود قرار گیرد، فاصلهٔ متوسط مولکولها در بخشی از شاره که در تماس با جسم گرم است، افزایش مییابد؛ بدین ترتیب حجم آن زیاد میشود، در نتیجه چگالی این قسمت از شاره کاهش مییابد؛ چون اکنون چگالی این شارهٔ انبساط یافته کمتر از شارهٔ سردتر اطراف خود است. نیروی شناوری (بنا به اصل ارشمیدس) موجب بالا رفتن آن میشود. آن گاه مقداری از شارهٔ سردتر اطراف آن، جایگزین شارهٔ گر متر میشود که بالا رفته است و این فرایند به همین ترتیب ادامه مییابد. گرم شدن هوای داخل اتاق به وسیلهٔ بخاری و رادیاتور شوفاژ (شکل 4-28)،
گرم شدن آب درون قابلمه (شکل 4-29)، جریانهای باد ساحلی (شکل 4-30)، انتقال گرما از مرکز خورشید به سطح آن و … همگی بر اثر پدیدهٔ همرفت رخ میدهند. همهٔ این مثالها نمونههایی از همرفت طبیعی است.
شب: زمین ساحل سردتر از آب دریاست. پدیدۀ همرفت موجب نسیمی از سوی ساحل به سمت دریا میشود.
پرسش 4-6 (صفحهٔ 113 کتاب درسی)
به نظر شما چه ارتباطی بین انتقال گرما به روش همرفت و ضریب انبساط حجمی، برای یک مایع وجود دارد؟
یادآوری میکنیم در پدیدهٔ همرفت قسمتهای گرم شاره رو به بالا و قسمتهای سرد شاره رو به پایین حرکت میکنند و این فرایند ناشی از کاهش چگالی شاره بر اثر افزایش دما است. بنابراین به راحتی میتوان دریافت که هرچه ضریب انبساط حجمی شارهها بزرگتر باشد، افزایش حجم بر اثر افزایش دمای یکسان، بیشتر و چگالی، کمتر میشود و بنابراین جریانهای همرفتی به سهولت بیشتری ظاهر میشوند. خوب است بدانید چسبناکی (ویسکوزیته) شاره نیز نقش مهمی در پدیدهٔ همرفت بازی میکند و هرچه چسبندگی بیشتر باشد، از بروز جریانهای همرفتی بیشتر جلوگیری میکند.
نوع دیگری از همرفت، همرفت واداشته است که در آن شاره به کمک یک تلمبه (طبیعی یا مصنوعی) به حرکت واداشته میشود تا با این حرکت، انتقال گرما صورت پذیرد. سیستم گرم کنندهٔ مرکزی در ساختمانها (شکل 4-31)،
سیستم خنک کنندهٔ موتور اتومبیل و نیز گرم و سرد شدن بخشهای مختلف بدن بر اثر گردش جریان خون (شکل 4-32) در بدن جانوران خونگرم مثالهایی عینی از انتقال گرما به روش همرفت واداشته هستند.
فعالیت 4-13 (صفحهٔ 114 کتاب درسی)
چهار بطری شیشهای یکسان، دو رنگ جوهر قرمز و آبی، دو کارت ویزیت مقوایی و آب بسیار سرد و بسیار گرم تهیه کنید. در دو تا از بطریها جوهر آبی و در دو بطری دیگر جوهر قرمز بریزید. سپس بطریهای آبی را با آب خیلی سرد و بطریهای قرمز را با آب خیلی گرم پر کنید. اکنون در حالی که دهانهٔ یک بطری قرمز را با کارت ویزیت گرفتهاید، دهانهٔ آن را دقیقاً روی دهانهٔ یک بطری آبی قرار دهید و سپس کارت را بیرون بکشید. همین آزمایش را به طور معکوس نیز انجام دهید؛ یعنی این بار، یک بطری آبی رنگ که دهانهٔ آن با کارت پوشیده شده است را روی دهانهٔ بطری قرمز رنگ قرار دهید و سپس کارت را بیرون بکشید. مشاهدات خود را توضیح دهید. از این آزمایش چه نتیجهای میگیرید؟
اگر مشاهده کنید درمییابید که وقتی بطری گرم را روی بطری سرد قرار میدهید تقریبا تغییر محسوسی در رنگها مشاهده نخواهیم کرد و تنها در ناحیهٔ تماس دو بطری به دلیل تماس آبها با یکدیگر تغییر رنگ ناچیزی مشاهده خواهیم کرد. ولی در موردی که بطری سرد را روی بطری گرم قرار میدهیم، به دلیل رخ دادن پدیدهٔ همرفت، آب گرم رو به بالا و آب سرد رو به پایین حرکت میکند و بدین ترتیب آبهای دو بطری در هم میآمیزد و پس از مدتی شاهد تغییر رنگ هر دو به رنگ سبز خواهیم بود. وضعیت اول را میتوان مشابه حالت وارونگی هوا درنظرگرفت، در حالی که وضعیت دوم مثل وضعیت طبیعی هواست که در روزهای معمولی رخ میدهد و از این جهت این فعالیت برای درک پدیدهٔ وارونگی هوا که در «خوب است بدانید» کتاب مطرح شده آموزنده است.

تابش گرمایی: همهٔ ما تجربهٔ گرم شدن در آفتاب را داریم. با نزدیک کردن دستمان به اجسام گرمی مانند رادیاتور گرم شوفاژ، یا زیِر لامپ رشتهای روشن نیز تجربهٔ مشابهی خواهیم داشت. آیا با نزدیک کردن دستتان به زیِر لامپ رشتهای، گرما با روش رسانش، یا همرفت به دستتان میرسد؟
میدانید که هوا رسانای خوبی نیست و چون دست شما زیر لامپ قرار دارد، انتقال گرما به روش همرفت نیز نمیتواند رخ داده باشد. خورشید، لامپ داغ، کتری، رادیاتور شوفاژ و ... از خود پرتوهایی گسیل میکنند که دست ما با جذب کردن آنها گرم میشود. این پرتوها از نوع امواج الکترومغناطیسی هستند که در سالهای بعد خواهید دید شامل امواج رادیویی، تابش فروسرخ، نور مرئی، تابش فرابنفش، پرتوهای $x$ و پرتوهای $\gamma $ است.
هر کدام از این امواج چشمههای تولید کنندهٔ مربوط به خود را دارد. ما در این بخش، به تابش الکترومغناطیسی گسیل شده از مواد بر اثر دمای آنها سروکار داریم. در واقع هر جسم در هر دمایی تابش الکترومغناطیسی گسیل میکند. به این نوع تابش، تابش گرمایی میگویند. نشان داده میشود که تابش گرمایی در دماهای زیر حدود $500{}^\circ C$ عمدتاً به صورت تابش فروسرخ است که نامرئی است. برای آشکارسازی تابشهای فروسرخ از ابزاری موسوم به دمانگار (Thermograph) استفاده میکنیم و به تصویر به دست آمده از آن دمانگاشت (Thermogram) میگوییم. شکل 4-33 تصویر دمانگاشتی از بدن یک شخص را نشان میدهد. توجه کنید که رنگها نمادین است و ناحیههای گرمتر با رنگ قرمز و ناحیههای سردتر با رنگ آبی مشخص شده است.
تابش گرمایی از سطح هر جسم علاوه بر دما به مساحت، میزان صیقلی بودن و رنگ سطح آن جسم بستگی دارد (شکل 4-34). سطوح صاف و درخشان با رنگهای روشن تابش گرمایی کمتری دارند، در حالی که تابش گرمایی سطوح تیره، ناصاف و مات بیشتر است.
تابش گرمایی در پدیدههای زیستی نیز کاربردهای فراوانی دارد که در اینجا به دو نمونه از آنها اشاره میشود.
الف) شکارِ تابش فروسرخ: نوعی از مارهای زنگی اندامهایی حفرهای بر روی پوزهٔ خود دارند که نسبت به تابش فروسرخ حساساند (شکل 4-35). این مارها اغلب در سیاهی شب شکار میکنند. در واقع اندامهای حفرهای به آنها کمک میکند که طعمههای خونگرم خود را به واسطهٔ تابش فروسرخ شان در تاریکی و سرمای شب مشاهده کنند.
ب) کلم اسکانک: کلم اسکانک(شکل 4-36) یکی از چندین گیاهی است که میتواند دمایش را تا بیشتر از دمای محیط بالا ببرد. این نوع کلم به خاطر بالا رفتن دمایش، انرژی خود را از طریق تابش فروسرخ از دست میدهد و میتواند برف اطرافش را در زمستان آب کند.
فعالیت 4-14 (صفحهٔ 116 کتاب درسی)
پرتوسنج (رادیومتر) وسیلهای است که از یک حباب شیشهای تشکیل شده است که درون آن چهار پرهٔ فلزی قائم قرار دارد که میتوانند حول یک محور (سوزن عمودی) بچرخند. دو وجِه هر چهار پره، یک در میان سفید و سیاه است. وقتی این وسیله کنار یک چشمهٔ نور قرار گیرد، پرهها حول سوزن عمودی میچرخند و هر چه شدت نور بیشتر باشد، این چرخش سریعتر است. در مورد دلیل چرخش پرهها تحقیق کنید.

حرکت پرهها در رادیومتر کروک سرا اغلب به اشتباه به فشار نور مربوط میکنند. اما تأثیر فشار نور بسیار ناچیزتر از آن است که بتواند باعث چرخش پرهها شود. وانگهی اگر چنین چرخشی ناشی از فشار نور وجود میداشت باید در خلاف جهت چرخش مشاهده شده رخ میداد. ماجرای اصلی این است که نور (تابش فروسرخ و نورمرئی) در طرف سیاه پره بیشتر از طرف سفید آن جذب میشود و بدین ترتیب طرف سیاه قدری گرمتر از طرف سفید میگردد و مولکولهای هوای اطراف خود را نیز بیشتر گرم میکند. به علت اختلاف دما، مولکولهای هوا در طرف سیاه پرهها سریعتر از مولکولهای هوا در طرف سفید آن حرکت میکنند و بنابراین نیروی وارد بر طرف سیاه بزرگتر از نیروی وارد برطرف سفید است و بنابراین پرهها در جهتی میچرخند که نیروی وارد از مولکولهای هوا به طرف سیاه پرهها، تعیین میکنند. ولی اگر داخل حباب شیشهای کاملاً تخلیه شده باشد، ممکن است در شرایط ایده آل پرهها در خلاف این جهت بچرخند، چرا که در آن صورت همان طور که بالا گفتیم نوری که به پرهها میتابد طرف سفید را بیشتر هل میدهد. به فیلم مربوطه در سایت گروه مراجعه شود.
تبصره: در مورد حرکت پرهها در رادیومتر کروکس برخی استدلال میکنند گرچه طرف سیاه دمای بالاتری دارد، اما در عوض در نزدیکی آن چگالی مولکولها پایینتر است. با این حال اینشتین ثابت کرد که اختلاف دما عامل مؤثرتری است، اما چگالی پایین مولکولها در حذف سیاه موجب میشود پرهها با سرعت پایینتری از آنچه مورد انتظار است، بچرخند.
از تابش گرمایی میتوان به عنوان مبنایی برای اندازهگیری دمای اجسام استفاده کرد. به روشهای اندازهگیری دما مبتنی بر تابش گرمایی، تفسنجی (Pyrometry) و به ابزارهای اندازه گیری دما به این روش، تفسنج (Pyrometer) میگویند.
تفسنج بر خلاف سایر دماسنجها بدون تماس با جسمی که میخواهیم دمای آن را اندازه بگیریم، دمای جسم را اندازه میگیرد. تفسنجی، به خصوص در اندازهگیری دماهای بالای $1100{}^\circ C$ اهمیت ویژه ای دارد. تفسنجِ تابشی و تفسنجِ نوری، تفسنجهایی برای اندازهگیری این دماها هستند و تفسنجِ نوری به عنوان دماسنج معیار برای اندازهگیری این دماها انتخاب شده است.
6-4 قوانین گازها
روی برخی از افشانهها (اسپریها) نوشته شده است “از قرار دادن افشانه در آتش خودداری شود”. با داغ کردن قوطی افشانه، جنبش مولکولی گاز درون آن زیاد میشود و فشار وارد از گاز به دیوارههای آن افزایش مییابد و این میتواند حتی موجب ترکیدن قوطی شود. اگر در یک بطری نوشابهٔ پلاستیکی و توخالی، اندکی آب داغ بریزیم و سپس آب را در بطری چرخانده و دور بریزیم و آن گاه در بطری را محکم ببندیم، بطری پس از مدتی مچاله میشود. شکل 4-37 مخزنی را نشان میدهد که به همین دلیل مچاله شده است.
همچنین شکل 4-38 یک اسباب بازی ساده را نشان میدهد که مخزن پایینی آن تا نیمه از یک مایع رنگی پر شده است. وقتی این مخزن را در دستتان میگیرید، فشار هوا و بخار مایع در نیمهٔ خالی مخزن زیاد میشود و سطح مایع این مخزن را به طرف پایین میراند. این کار سبب می شود مایع رنگی مخزن پایینی از لولهٔ باریکِ مارپیچ که انتهای پایینی آن درون این مخزن قرار دارد بالا رود. هر چه دستتان گرمتر باشد و بهتر مخزن شیشهای را در برگیرد، مایع در لوله بیشتر بالا میرود.
برای بررسی رفتار گاز میتوان مقداری گاز را درون یک استوانه قرار داد و در هر لحظه دما، فشار و حجم آن را اندازه گیری کرد. دانشمندانی مانند بویل، ماریوت، شارل، گی لوساک و ... تلاشهای بسیاری کردهاند تا رابطهٔ بین فشار، حجم، دما و مقدار گاز درون یک محفظه را بیابند.
بررسی گاز در فشار ثابت: تاکنون در مورد انبساط گرمایی جامدها و مایعها مطالبی را فراگرفتهایم. اما در مورد گازها چطور؟ آیا حجم گازها نیز متناسب با دما تغییر میکند؟ چون گازها به سادگی متراکم میشوند باید به فشار گاز نیز فکر کنیم. ژاک شارل دانشمند فرانسوی (1823-1746 م.) به طور تجربی دریافت که اگر فشارِ مقدار معینی از یک گاز، ثابت نگه داشته شود حجم آن مستقیماً با افزایش دما (بر حسب کلوین) افزایش و با کاهش دما، کاهش مییابد. شکل 4-39- الف، نوعی از آزمایش او و شکل 4-39-ب، نتیجهای از آن آزمایش را نشان میدهد.
نتیجهٔ این آزمایش را میتوان به صورت زیر نوشت:
در این رابطه V حجم گاز و T دمای گاز بر حسب کلوین است.
فعالیت 4-15 (صفحهٔ 118 کتاب درسی)
سِر سرنگی را که پیستون آن آزادانه حرکت میکند به فشارسنجی میبندیم و آن را به طور افقی درون ظرف آبی میگذاریم و ظرف را به آرامی گرم میکنیم. توضیح دهید کدام یک از کمیتهای دما، حجم، فشار و مقدار هوای درون سرنگ تغییر میکند و تغییر آنها چگونه است؟
اگر اصطکاک پیستونِ سرنگ با سیلندر آن کم باشد، پیستون هیچ اختلاف فشاری را برای هوای درون سرنگ با آب بیرون سرنگ تحمل نمیکند و همواره طوری جابه جا میشود و در وضعیتی قرار میگیرد که فشار هوای درون سرنگ با فشار آب بیرون آن برابر باشد. چون در این آزمایش فشار آب بیرون سرنگ تغییری نمیکند، برای یک پیستون کم اصطکاک، فشار هوای درون سرنگ نیز ثابت میماند. بنابراین در اینجا انبساط هوای درون سرنگ در فشار ثابت است و در فشار ثابت با افزایش دما حجم زیاد میشود تا $V/T$ ثابت بماند. بنابراین دما و حجم افزایش مییابد و فشار و مقدار هوا ثابت میماند. در عمل، اگر از سرنگی با پیستون کم اصطکاک استفاده کنید و این آزمایش را انجام دهید، ثابت ماندن فشار، افزایش همزمان حجم و دما، و ثابت ماندن نسبت $V/T$ در مدت انجام آزمایش را مشاهده میکنید.

بررسی گاز در حجم ثابت: شیمیدان فرانسوی ژوزف لوئیسگیلوساک (1850-1778م.) در سال 1802 میلادی به طور تجربی دریافت که اگر حجم مقدار معینی از یک گاز ثابت نگه داشته شود، فشار آن مستقیماً با دما (بر حسب کلوین) متناسب است (شکل 4-40).
شکل 4-41 نوعی از آزمایش او را برای بررسی تغییر فشار و دمای گاز، در حجم ثابت نشان میدهد.
بررسی گاز در دمای ثابت: سومین قانون تجربی گازها، توسط دانشمند انگلیسی رابرت بویل در سال 1662 میلادی ارائه شد و دانشمند فرانسوی امه ماریوت در سال 1676 میلادی به نتیجهٔ مشابهی رسید.
در واقع آنها دریافتند که اگر دمای مقدار معینی از یک گاز، ثابت نگه داشته شود، فشار آن با حجمش رابطهٔ وارون دارد (شکل 4-42). به عبارتی، حاصل ضرب فشار و حجم گاز مقداری ثابت است.
شکل 4-43 نوعی از آزمایش بویل را نشان میدهد.
ب) اگر جیوه به شاخۀ سمت راست افزوده شود به طوری که اختلاف ارتفاع دو سطح جیوه 760mm گردد، فشار گاز برابر فشار جو (760mmHg) به علاوهٔ 760mmHg، یعنی برابر 1520mmHg و حجم گاز محبوس $\frac{V}{2}$ میشود.
پ) اگر باز هم به شاخۀ سمت راست جیوه افزوده شود به طوری که اختلاف ارتفاع دو سطح جیوه 1520mm گردد فشار کل وارد به گاز به 2280mmHg میرسد و حجم گاز محبوس به $\frac{V}{3}$ کاهش مییابد.
فعالیت 4-16 (صفحهٔ 121 کتاب درسی)
با وجود تلاش در جهت ثابت نگه داشتن فشار هوای درون هواپیما، همواره مقدار آن کمتر از فشار هوای روی زمین است. وقتی هواپیما بالا میرود و فشار هوا کم میشود، بستههای نوشیدنی یا دسر باد میکنند و حتی گاهی درشان باز میشود. با فرض ثابت بودن دما، این پدیده را توضیح دهید.
وقتی هواپیما بالا میرود و فشار هوا کم میشود، گاز یا هوای درون نوشیدنی که فشار بیشتری از هوای بیرون ظرف دارد، به درِ منعطف ظرف فشار وارد میآورد. توجه کنید که با فرض هم دما بودن این فرایند، الگوی تغییر فشار حجم از رابطهٔ «ثابت - $PV$» پیروی می کند و با افزایش حجم ظرف نوشیدنی، از فشار داخل آن کاسته میشود. اگر درِ این ظرف بر اثر انبساط هوای محبوس باز نشود و شما پیش از نوشیدن، ظرف نوشیدنی را تکان دهید، با باز کردن ناگهانی درِ ظرف، محتویات آن به سمت بیرون پرت خواهد شد.
قانون آووگادرو: کمیت دیگری که در بررسی قوانین گازها باقی مانده است، جرم گاز و یا به طور معادل تعداد مول گاز است. آمدئو آووگادرو (1776 تا 1856 م.) دانشمند ایتالیایی در سال 1811 میلادی بیان کرد که در دما و فشار یکسان، نسبت حجم گاز V به تعداد مولکولهای آن N ثابت است:
(دما و فشار یکسان) ثابت $\frac{V}{N}=$
در یک مول از گاز به تعداد $6/02\times {{10}^{23}}$ (عدد آووگادرو) مولکول وجود دارد. بنابراین $N = n{N_A}$ که در آن $n$ تعداد مولکول و ${N_A}$ همان عدد آووگادرو است. پس نتیجه میگیریم که رابطهٔ بالا را میتوانیم به صورت زیر بنویسیم:
قانون گازهای آرمانی (کامل): همهٔ روابطی که برای گازها بیان کردیم در مورد گازهایی که به اندازهٔ کافی رقیق باشند، یا چگالی آنها به حدّ کافی کم باشد، با دقت خوبی برقرار است. به این گازها که مولکولهای آنها به حدی از هم دورند که بر هم تأثیر چندانی نمیگذارند، گاز آرمانی (کامل) میگویند. در واقع این روابط برای گازهای واقعی که چگالی بالایی دارند نتایجی تقریبی دارد. این روابط را میتوانیم در شکلی کلی موسوم به قانون گازهای آرمانی به صورت زیر ترکیب کنیم:
ثابت$\frac{PV}{nT}=$
این مقدار ثابت را با R نشان میدهند و با آن ثابت جهانی گازها میگویند. آزمایش نشان میدهد که مقدار R بربار است با
$R=8/314J/mol.K$
بنابراین، قانون گازهای کامل را میتوان چنین نوشت:
که در آن P بر حسب پاسکال (Pa) و V بر حسب متر مکعب (m3) و n بر حسب مول (mol) و T بر حسب کلوین (K) است. شکل 4-44-الف طرحی از یک دستگاه تحقیق قانون گازهای کامل و شکل 4-44-ب تصویری واقعی از این دستگاه را نشان میدهد.
پرسشها و مسئلههای فصل 4 (صفحهٔ 124 تا 126 کتاب درسی)
4-1 دماسنجی
1- دماهای زیر را بر حسب درجهٔ سلسیوس و فارنهایت مشخص کنید:
الف) 0K
ب) 273K
پ) 373K
ت) 546K
$0K\left\{ \begin{align} & \theta =0-273=-273{}^\circ C \\ & F=\frac{9}{5}\times -273)+32=-459/4{}^\circ F \\ \end{align} \right.$
$273K\left\{ \begin{align} & \theta =273-273=0{}^\circ C \\ & F=\frac{9}{5}\times 0+32=32{}^\circ F \\ \end{align} \right.$
$373K\left\{ \begin{align} & \theta =373-273=100{}^\circ C \\ & F=\frac{9}{5}\times 100+32=212{}^\circ F \\ \end{align} \right.$
$546K\left\{ \begin{align} & \theta =546-273=273{}^\circ C \\ & F=\frac{9}{5}\times 273+32=523/4{}^\circ F \\ \end{align} \right.$
2- برای اندازه گیری دمای یک جسم توسط دماسنج به چه نکاتی باید توجه کنیم؟ (راهنمایی: به نکاتی که در فصل 1 خواندید نیز توجه کنید)
در اندازهگیری دمای یک جسم با دماسنج مدرج:
1) جسم در تماس با مخزن دماسنجهای جیوهای و الکلی قرار گیرد.
2) بعد از تماس جسم با دماسنج مدتی صبر کرد تا جسم و دماسنج به تعادل گرمایی برسند.
3) چشم در وضعیت عمود بر دماسنجهای مدرج قرار گیرد تا اعداد به درستی خوانده شوند.
4) اندازهگیری دما را باید چند بار تکرار کرد و اعدادی که فاصله زیادی با سایر اعداد دارند، کنار گذاشته و میانگین آنها را به عنوان نتیجه پذیرفت.
3- شکل زیر، یک خط کش فلزی را که در آن سوراخی ایجاد شده است در دو دمای متفاوت نشان میدهد (برای روشن بودن مطلب، انبساط به صورت اغراق آمیزی رسم شده است.) از این شکل چه نتیجهای میگیرید؟
انبساط گرمایی در همه ابعاد (طول، سطح و حجم) ایجاد میشود و اگر حفرهای در جسمی وجود داشته باشد، اندازه حفره هم به همان نسبت افزایش پیدا میکند.

4- شکل روبه رو چهار صفحهٔ فلزی هم جنس به اضلاع متفاوت را در یک دما نشان میدهد. اگر دمای همهٔ آنها را به اندازهٔ یکسان زیاد کنیم،

الف) ارتفاع کدام صفحه یا صفحهها بیشتر افزایش پیدا میکند؟
با توجه به رابطه $\Delta L={{L}_{1}}a\Delta T$ هر قدر طول اولیه جسم بیشتر باشد، تغییر طول آن در اثر انبساط نیز بیشتر است؛ بنابراین ارتفاع شکلهای 2 و 3 افزایش بیشتری دارد.
ب) مساحت کدام یک بیشتر افزایش پیدا میکند؟
با توجه به رابطه $\Delta A={{A}_{1}}(2a)\Delta T$، هر قدر مساحت اولیه جسم بیشتر باشد، تغییر مساحت آن در اثر انبساط نیز بیشتر است، بنابراین مساحت شکل 3 افزایش دارد.
پ) اگر در هر چهارتای آنها روزنهٔ کوچک هم اندازهای وجود داشته باشد، افزایش قطر چهار روزنه در اثر افزایش دمای یکسان را با هم مقایسه کنید.
چون جنس هر چهار قطعه یکسان است و هر چهار روزنه هم اندازه هستند، افزایش قطر آنها در اثر افزایش دمای یکسان به یک اندازه است.
5- یک بزرگراه از بخشهای بتونی به طول 25/0m ساخته شده است.این بخشها در دمای $10/0{}^\circ C$، بتون ریزی و عمل آورده شدهاند. برای جلوگیری از تاب برداشتن بتون در دمای $50/0{}^\circ C$، مهندسان باید چه فاصلهای را بین این قطعهها در نظر بگیرند؟ (${\alpha _{{\text{Concrete}}}} \approx 14 \times {10^{ - 6}}{K^{ - 1}}$)
بتون: Concrete
$\Delta L=?$ ، $\Delta T=50-10=40K$ ، ${{L}_{1}}=25cm$
$\Delta L={{L}_{1}}a\Delta T\to \Delta L=25\times 14\times {{10}^{-6}}\times 40$
$=14000\times {{10}^{-6}}=1/4\times {{10}^{-2}}m=1/4\to \Delta L=1/4cm$
6- یک ظرف آلومینیمی با حجم 400cm3 در دمای $20/0{}^\circ C$ به طور کامل از گلیسیرین پر شده است. اگر دمای ظرف و گلیسیرین به $30/0{}^\circ C$ سد، چقدر گلیسیرین از ظرف بیرون میریزد؟
افزایش حجم ظرف و گلیسیرین را جداگانه محاسبه و اختلاف آنها را به دست میآوریم:
ظرف: Dish / گلیسیرین: Glycerin
${{\beta}_{\text{Glycerin}}}=0/49\times{{10}^{-3}}{{K}^{-1}}$ ، ${{a}_{Al}}=23\times{{10}^{-6}}{{k}^{-1}}$ ، $\Delta T=30-20=10K$ ،${{V}_{{{1}_{\text{Dish}}}}}=400c{{m}^{3}}$
افزایش حجم ظرف $\Delta {{V}_{\text{Dish}}}={{V}_{{{1}_{\text{Dish}}}}}(3a)\Delta T=400\times 3\times 23\times {{10}^{-6}}\times 10=276000\times {{10}^{-6}}=0/276c{{m}^{3}}$
چون ظرف به طور کامل از گلیسیرین پر شده است، حجم اولیه ظرف و گلیسیرین برابر است:
${{V}_{{{1}_{\text{Dish}}}}}={{V}_{{{1}_{\text{Glycerin}}}}}$
افزایش حجم گلیسیرین $\Delta {{V}_{\text{Glycerin}}}={{V}_{{{1}_{\text{Glycerin}}}}}\beta \Delta T=400\times 0/49\times {{10}^{-3}}\times 10=1960\times {{10}^{-3}}=1/96cm3$
حجم گلیسیرین سرریز شده $\Delta V=\Delta {{V}_{\text{Glycerin}}}-\Delta {{V}_{\text{Dish}}}=1/96-0/276=1/684c{{m}^{3}}\to \Delta V=1/68c{{m}^{3}}$
7- مقداری بنزین در مخزنی استوانهای به ارتفاع $h=10m$ ریخته شده است. در دمای $-10{}^\circ C$ فاصلهٔ بین سطح بنزین تا بالای ظرف برابر $\Delta h=50cm$ است. اگر از انبساط ظرف در نتیجهٔ افزایش دما چشم پوشی شود، در چه دمایی بنزین از ظرف سرریز میشود؟
بنزین: Gasoline
تغییر ارتفاع جهت سرریز شدن $\Delta h=0/5m$ ، ارتفاع اولیه بنزین $h=10-0/5=9/5m$ ، ${{\beta }_{\text{Gasoline}}}=1\times {{10}^{-3}}\frac{1}{K}$
ابتدا حجم اولیه بنزین را محاسبه میکنیم. اگر A سطح مقطع استوانه باشد، داریم:
${{V}_{1}}=A\times h=A\times 9/5=9/5A$
$\Delta V=A\times \Delta h=A\times 0/5=0/5A$
$\Delta V={{V}_{1}}\beta \Delta T\to 0/5A=9/5A\times 1\times {{10}^{-3}}\times \Delta T\to \Delta T=\frac{0/5}{0/5\times {{10}^{-3}}}\simeq 0/053\times {{10}^{3}}=53K$
${{T}_{2}}={{T}_{1}}+\Delta T\to {{T}_{2}}=-10+53=43\to {{T}_{2}}=43{}^\circ C$
8- در شکل زیر با کاهش دما، نوار دوفلزه به طرف پایین خم میشود. اگر یکی از نوارها، برنجی و نوار دیگر فولادی باشد؛

الف) نوار بالایی از چه جنسی است؟
با سرد شدن فلزات طول آنها کاهش مییابد. طبق جدول 4-1 چون ضریب انبساط طولی برنج بیشتر از فولاد است، کاهش طول برنج در اثر کاهش دما بیشتر از کاهش طول فولاد خواهد بود؛ بنابراین فلز پایینی برنج و فلز بالایی فولاد است.
ب) اگر نوارها را گرم کنیم به کدام سمت خم میشوند.
با گرم کردن نوارها چون ضریب انبساط طولی برنج بیشت است، افزایش طول آن نیز بیشتر خواهد بود. فلز پایینی برنج است؛ بنابراین نوار به سمت بالا خم خواهد شد.
9- طول خطهای لوله گاز، نفت و فراوردههای نفتی در کشورمان که عمدتا مواد سوختی را از جنوب کشور به مرکز و شمال منتقل میکند به چند هزار کیلومتر میرسد. دمای هوا در زمستان ممکن است تا $-10{}^\circ C$ و در تابستان تا $+50{}^\circ C$ برسد. جنس این لولهها عموما از فولاد با $a\approx 10\times {{10}^{-6}}{{K}^{-1}}$ است. طول خط لوله، بین دو ایستگاه تهران - اصفهان تقریبا 230km است.

الف) در اثر این اختلاف دما، این خط چقدر منبسط میشود؟
${{L}_{1}}=230km=230\times {{10}^{3}}m$ ، $a\simeq 10\times {{10}^{-6}}\frac{1}{K}$ ، $\Delta T=50-(-10)=60K$
$\Delta L={{L}_{1}}a\Delta T\to \Delta L=230\times {{10}^{3}}\times 10\times {{10}^{-6}}\times 60=138m\to \Delta L=138m$
ب) چگونه میتوان تأثیر این انبساط را برطرف کرد؟
با عایقبندی صحیح لولهها در زیرزمین میتوان مانع از تغییر دما و در نتیجه تغییر طول لولهها شد. همچنین استفاده از اتصالات آکاردئونی (قابل انعطاف) میتواند از خم شدن لولهها در اثر افزایش طول جلوگیری کند.
10- در یک روز گرم یک باری مخزنی حامل سوخت با 30،000L بنزین بارگیری شده است. دمای هوا در محل تحویل سوخت $20/0{}^\circ C$ کمتر از محلی، است که در آنجا سوخت بار زده شده است. راننده چند لیتر سوخت را در این محل تحویل میدهد؟
${{V}_{2}}=?$ ، $\beta =1\times {{10}^{-3}}{{K}^{-1}}$ ، $\Delta T=-20K$ ، ${{V}_{1}}=30000L$
${{V}_{2}}={{V}_{1}}+\Delta V={{V}_{1}}+{{V}_{1}}\beta \Delta T={{V}_{1}}(1+\beta \Delta T)\to {{V}_{2}}={{V}_{1}}(1+\beta \Delta T)=3000(1+1\times {{10}^{-3}}\times (-20))$
${{V}_{2}}=30000\times (1-0/02)=30000\times 0/98=29400L\to {{V}_{2}}=29400L$
11- برای گرم کردن 200g آب جهت تهیهٔ چای، از یک گرمکن الکتریکی غوطه ور در آب استفاده میکنیم. روی برچسب گرمکن 200W نوشته شده است. با نادیده گرفتن اتلاف گرما، زمان لازم برای رساندن دمای آب از$30/0{}^\circ C$ به $100{}^\circ C$ را محاسبه کنید.
$t=?$ ، $c=4200\frac{J}{kg.{}^\circ C}$ ، ${{\theta }_{2}}=100{}^\circ C$ ، ${{\theta }_{1}}=30{}^\circ C$ ، $P=200W$ $m=200g=0/2kg$
ابتدا مقدار گرمای لازم جهت تغییر دمای آب از $30{}^\circ C$ به $100{}^\circ C$ را محاسبه میکنیم:
$Q=mc\Delta \theta =0/2\times 4200\times (100-30)=58800J\to Q=58800J$
با استفاده از رابطه توان در گرمکن الکتریکی میتوان نوشت:
$Q=Pt\to t=\frac{Q}{P}=\frac{58800}{200}=294s$

12- دمای یک قطعه فلز 0/60 کیلوگرمی را توسط یک گرمکن 50 واتی در مدت 110s از $18{}^\circ C$ به $38{}^\circ C$ رساندهایم. این آزمایش برای گرمای ویژهٔ فلز چه مقداری را به دست میدهد؟ حدس میزنید که این پاسخ از مقدار واقعی گرمای ویژه فلز بیشتر باشد یا کمتر؟ توضیح دهید.
$c=?$ ، $t=110s$ ، $\Delta \theta =38-18=20{}^\circ C$ ، $P=50W$ ، $m=0/6kg$
مقدار گرمای تولیدی گرمکن برابر است بامقدار گرمایی که آب برای تغییر دما دریافت میکند:
$\left\{ \begin{align}
& Q=Pt \\
& Q=mc\Delta {{\theta }^{Pt=mc\Delta \theta \to c=\frac{Pt}{m\Delta \theta }=\frac{50\times 110}{0/6\times 20}=\frac{5500}{12}\simeq 458\frac{J}{kg.{}^\circ C}}} \\
\end{align} \right.$
چون در واقعیت همه گرمای تولیدی گرمکن به آب داده نمیشود و بخشی از آن هدر میرود، بنابراین در رابطه $c=\frac{Pt}{m\Delta \theta }$ فلز، صورت کسر کاهش و گرمای ویژه واقعی فلز کمتر از مقدار محاسبه شده خواهد بود.
13- گرماسنجی به جرم 200 گرم از مس ساخته شده است. یک قطعهٔ 80 گرمی از یک مادهٔ نامعلوم همراه با 50 گرم آب به درون گرماسنج ریخته میشود. اکنون دمای این مجموعه $30{}^\circ C$ شده است. در این هنگام 100 گرم آب $70{}^\circ C$ به گرماسنج اضافه میشود، دمای تعادل $52{}^\circ C$ میشود. گرمای ویژهٔ قطعه را محاسبه کنید.
گرماسنج: Thermometer / مس: Copper / جسم: object / آب: Water / دمای تعادل: Balance temperature
$\left. \begin{align}
& \text{Thermometer}:{{m}_{1}}=200g=0/2kg ، {{c}_{\text{Copper}}}=386\frac{J}{kg{{.}^{{}^\circ }}C} ، {{\theta }_{1}}={{30}^{{}^\circ }} \\
& \text{object}:{{m}_{2}}=80g=0/08kg ، c=? ، {{\theta }_{2}}={{30}^{{}^\circ }}C \\
& \text{Water}:{{m}_{3}}=50g=0/05kg ، {{c}_{\text{Water}}}4200\frac{J}{kg{{.}^{{}^\circ }}C} ، \theta ={{30}^{{}^\circ }}C \\
& \text{Water}:{{m}_{4}}=100g=0/1kg ، C\text{Water=4200}\frac{J}{kg{{.}^{{}^\circ }}C} ، {{\theta }_{4}}={{70}^{{}^\circ }} \\
\end{align} \right]\xrightarrow{\text{Balance temperature}}\theta ={{52}^{{}^\circ }}C$
$:{{Q}_{1}}+{{Q}_{2}}+{{Q}_{3}}+{{Q}_{4}}=0$ در تعادل گرمایی
$(\theta -\theta 1)=0/2\times 386\times (52-30)=1698/4J$ ${{Q}_{1}}={{m}_{1}}{{c}_{\text{Copper}}}$
$(\theta -{{\theta }_{2}})=0/08\times {{c}_{\text{object}}}\times (52-30)=1/76{{c}_{\text{object}}}$ ${{Q}_{2}}={{m}_{2}}{{c}_{\text{object}}}$
$(\theta -{{\theta }_{3}})=0/05\times 4200\times (52-30)=4620J$ ${{Q}_{3}}={{m}_{3}}{{c}_{\text{Water}}}$
$(\theta -{{\theta }_{4}})=0/1\times 4200\times (52-70)=-7560J$ ${{Q}_{4}}={{m}_{4}}{{c}_{\text{Water}}}$
$\begin{align}
& 1698/4+1/76{{c}_{\text{object}}}+4620-7560=0\to 1/76{{c}_{\text{object}}}=1241/6\to {{c}_{\text{The object}}} \\
& =\frac{1241/6}{1/76}\simeq 705\frac{J}{kg{}^\circ C}\to {{c}_{\text{object}}}\simeq 705\frac{J}{kg.{}^\circ C} \\
\end{align}$
14- یکی از روشهای بالابردن دمای یک جسم، دادن گرما به آن است. اگر به جسمی گرما دهیم، آیا دمای آن حتماً بالا میرود؟ توضیح دهید.
خیر، در برخی موارد گرمای داده شده به جسم دمای آن را افزایش نمیدهد بلکه صرف تغییر حالت جسم میشود، مثلاً اگر به یخ $0{}^\circ C$ گرما دهیم تبدیل به آب $0{}^\circ C$ میشود.
15- قبل از تزریق دارو یا سرُم به یک بیمار، محل تزریق را با الکل تمیز میکنند. این کار سبب احساس خنکی در محل تزریق میشود. علت را توضیح دهید.
الکل برای تبخیر سطحی از روی پوست گرما گرفته و پوست در محل تماس با الکل خنک میشود.
16- کدام گزینه دربارهٔ فرایند ذوب نادرست است؟
الف) افزایش فشار وارد بر جسم در بیشتر مواد، سبب پایین رفتن نقطهٔ ذوب میشود.
ب) افزایش فشار بر روی یخ، سبب کاهش اندک نقطهٔ ذوب آن میشود.
پ) فرایند ذوب، عملی گرماگیر است.
ت) گرمایی که جسم جامد در نقطهٔ ذوب خود میگیرد تا به مایع تبدیل شود، سبب تغییر دمای آن نمیشود.
(الف) نادرست است. در اکثر مواد افزایش فشار سبب افزایش نقطهی ذوب میشود.
17- کمترین گرمای لازم برای ذوب کامل 200g نقره که در آغاز در دمای $20/0{}^\circ C$ قرار دارد چقدر است؟ (فشار هوا را یک اتمسفر فرض کنید)
برای ذوب 200g نقره با دمای اولیه $20{}^\circ C$ مراحل زیر طی میشود:
توجه: مطابق جدول 4-4 دمای ذوب نقره $960{}^\circ C$ است.

${{L}_{f}}=88/3\frac{kJ}{kg}=88/3\times {{10}^{3}}\frac{J}{kg}$ $c=236\frac{J}{kg.{}^\circ C}$ $m=2000g=0/2kg$
${{Q}_{1}}=mc\Delta \theta =0/2\times 236\times (960-20)=44368J$
${{Q}_{2}}=m{{L}_{f}}=0/2\times 88/3\times {{10}^{3}}=17660J$
$Q={{Q}_{1}}+{{Q}_{2}}=44368+17660=62028J\to Q=62028J$
18- یک راه برای جلوگیری از سرد شدن بیش از حد یک سالن سربسته در شب هنگام، وقتی که دمای زیر صفر پیش بینی شده است، قرار دادن تشت بزرگ پر از آب در سالن است. اگر جرم آب درون تشت 150kg دمای اولیهٔ آن $20/0{}^\circ C$ باشد و همهٔ آن به یخ $0/0{}^\circ C$ تبدیل شود، آب چقدر گرما به محیط پیرامونش میدهد؟
مراحل طی شرده برای این فرآیند به صورت زیر است:

${{L}_{f}}=333/7\frac{kJ}{kg}$ $c=4200\frac{J}{kg.{}^\circ C}$ $m=150kg$
${{Q}_{1}}=mc\Delta \theta =150\times 4200\times (0-20)=-12/6\times {{10}^{6}}J=-12600kJ\to {{Q}_{1}}=-12600kJ$
${{Q}_{2}}=-m{{L}_{f}}=-150\times 333/7=-50055kJ\to Q2=-50055kJ$
$Q={{Q}_{1}}+{{Q}_{2}}=-12600-50055=-62655kJ\to Q=-62655kJ$
19- یک گرمکن 50 واتی به طورکامل در 100 گرم آب درون یک گرماسنج قرار داده میشود.
الف) این گرمکن در مدت یک دقیقه دمای آب و گرماسنج را از $20{}^\circ C$ به $25{}^\circ C$ میرساند. ظرفیت گرمایی گرماسنج را حساب کنید.
آب: Water / گرماسنج: Thermometer /
$\Delta \theta =25-20=5{}^\circ C$ ، $t=1\min =60s$ ، ${{m}_{\text{Water}}}=100g=0/1kg$ ، $P=50W$
${{C}_{\text{Thermometer}}}=?$ ، ${{C}_{\text{Water}}}=4200\frac{J}{kg.{}^\circ C}$
گرمای دریافتی آب${{Q}_{1}}={{m}_{Water}}{{c}_{Water}}\Delta \theta $ ، گرمای دریافتی گرماسنج ${{Q}_{2}}={{C}_{Thermometer}}\Delta \theta $ ، گرمای تولیدی گرمکن$Q=Pt$
$\begin{align}
& Q={{Q}_{1}}+{{Q}_{2}}\to Pt={{m}_{\text{Water}}}{{c}_{\text{Water}}}\Delta \theta +{{C}_{\text{Thermometer}}}\Delta \theta \to 50\times 60=0/1\times 4200\times 5+{{C}_{\text{Thermometer}}} \\
& \times 5\to 3000=2100+5{{C}_{\text{Thermometer}}}\to 900=5{{C}_{\text{Thermometer}}}\to {{C}_{\text{Thermometer}}}=\frac{900}{5} \\
& =180\to {{C}_{\text{Thermometer}}}180\frac{J}{{}^\circ C} \\
\end{align}$
ب) چه مدت طول میکشد تا دمای آب درون گرماسنج از $25{}^\circ C$ به نقطهٔ جوش $(100{}^\circ C)$ برسد؟
چون با افزایش دمای آب، دمای گرماسنج نیز افزایش مییابد، گرمای تولیدی گرمکن برابر است با گرمای لازم برای تغییر دمای آب و گرماسنج.
$\Delta \theta =100-25=75{}^\circ C$ ، ${{c}_{\text{Water}}}=4200\frac{J}{kg.{}^\circ C}$ $P=500W$ ، ${{m}_{\text{Water}}}=100g=0/1kg$
$t=?$ ، ${{Q}_{2}}={{C}_{\text{Thermometer}}}\Delta \theta $ ، ${{Q}_{1}}={{m}_{\text{Water}}}{{c}_{\text{Water}}}\Delta \theta $، $Q=Pt$ ، ${{C}_{\text{Thermometer}}}=180\frac{J}{{}^\circ C}$
$\begin{align}
& Q={{Q}_{1}}+{{Q}_{2}}\to Pt={{m}_{\text{Water}}}{{c}_{\text{Water}}}\Delta \theta +{{C}_{\text{Thermometer}}}\Delta \theta \\
& \to 50\times t=0/1\times 4200\times 75+180\times 75\to 50t=31500+13500\to 50t=45000 \\
& \to t=\frac{45000}{50}=900s\to t=900s \\
\end{align}$
پ) چه مدت طول میکشد تا 20 گرم آب در حال جوش درون این گرماسنج به بخار تبدیل شود؟
چون در نقطه جوش آب، دما افزایش نمییابد، بنابراین گرمای تولیدی گرمکن صرف افزایش دمای آب و گرمکن نمیشود و صرفاً باعث تغییر فاز آب از مایع به بخار خواهد شد.
$t=?$ ${{L}_{V}}_{\text{Water}}=2256\frac{kJ}{kg}=2256\times {{10}^{3}}\frac{J}{kg}$ $P=50W$ $m=20g=0/02kg$
گرمای تبخیر آب$Q'={{m}_{Water}}{{L}_{VWater}}$ ، گرمای تولیدی گرمکن $Q=Pt$
$\begin{align}
& Q=Q'\to Pt={{m}_{\text{Water}}}{{L}_{V}}_{\text{Water}}\to 50\times t=0/02\times 2256\times {{10}^{3}} \\
& \to 50t=45120\to t=\frac{451120}{50}902/4s\to t=902/4s \\
\end{align}$
20- گرمکنی در هر ثانیه 200/0 ژول گرما میدهد.
الف) چقدر طول میکشد تا این گرمکن 0/100 کیلوگرم آب $100{}^\circ C$ را به بخار آب $100{}^\circ C$ تبدیل کند؟
$t=?$ ، ${{L}_{V}}=2256\frac{kJ}{kg}=2256\times {{10}^{3}}\frac{J}{kg}$ ، $m=0/1kg$ ، $P=200W$
گرمای تولیدی گرمکن برابر است با گرمای لازم جهت تبدیل 0/1kg آب $100{}^\circ C$ به بخار $100{}^\circ C$.
$Q=Q'\to Pt=m{{L}_{V}}\to 200t=0/1\times 2256\times {{10}^{3}}\to t=\frac{2256\times {{10}^{2}}}{2\times {{10}^{2}}}=1128s\to t=1128s$
ب) این گرمکن در همین مدت، چه مقدار یخ $0{}^\circ C$ را میتواند به آب $0{}^\circ C$ تبدیل کند؟
$m=?$ ، ${{L}_{f}}=333/7\frac{kJ}{kg}=333/7\times {{10}^{3}}\frac{J}{kg}$ ، $t=1128s$ $P=200W$
$m=?$ ، ${{L}_{f}}=333/7\frac{kJ}{kg}=333/7\times {{10}^{3}}\frac{J}{kg}$ ، $t=1128s$ $P=200W$
$Q=Q'\to Pt=m{{L}_{f}}\to 200\times 1128=m\times 333/7\times {{10}^{3}}\to m=\frac{200\times 1128}{333/7\times {{10}^{3}}}\simeq 676\times {{10}^{-3}}kg\Rightarrow m\simeq 676g$
21- اگر به جسم جامدی که ابعاد آن به اندازهٔ کافی کوچک است با توان ثابتی گرما بدهیم نمودار دما زمان آن به صورت کیفی مانند شکل روبه رو میشود. این نمودار در اینجا برای جسم جامدی به جرم 50/0g رسم شده که توسط یک گرمکنِ 10/0W گرم شده است.

الف) چقدر طول میکشد تا این جامد به نقطهٔ ذوب خود برسد؟
با توجه به نمودار در بازه زمانی 0 تا 300s دمای جسم افزایش مییابد و در بازه زمانی 300s تا 1150s دمای جسم ثابت بوده و جسم تغییر حالت میدهد (ذوب میشود) پس 300s طول میکشد تا جسم به نقطهی ذوب برسد.
ب) گرمای ویژهٔ جامد و پ) گرمای نهان ذوب آن را محاسبه کنید.
با توجه به شکل و اطلاعات مسأله داریم:
$c=?$ $\Delta \theta =80-20=60{}^\circ C$ $t=300s$ $P=10W$ $m=50g=0/05kg$
گرمای ویژه جسم $\begin{align} & Q=Q'\to Pt=mc\Delta \theta \to 10\times 300=0/05\times c\times 60\to 3000=30c\to c=\frac{3000}{3} \\ & =1000\frac{J}{kg.{}^\circ C}\to C=1000\frac{J}{kg.{}^\circ C} \\ \end{align}$
گرمای نهان ذوب جسم $\begin{align} & Q=Q'\to Pt=m{{L}_{f}}\to 10\times 850=0/05\times {{L}_{f}}\to {{L}_{f}}=\frac{8500}{0/05}=170000\frac{J}{kg} \\ & \to {{L}_{f}}=170000\frac{J}{kg} \\ \end{align}$
22- در چالهٔ کوچکی 1/00kg آب $0/0{}^\circ C$ قرار دارد. اگر بر اثر تبخیر سطحی قسمتی از آب تبخیر شود و بقیهٔ آن یخ ببندد، جرم آب یخ زده چقدر میشود؟
مقدار گرمایی که بخشی از آب برای انجماد از دست میدهد برابر است با مقدار گرمایی که بخش دیگر آب برای تبخیر میگیرد.
در دمای $0{}^\circ C$ داریم:
${{L}_{f}}=333/7\frac{kJ}{kg}$ ، ${{L}_{V}}=2490\frac{kJ}{kg}$
اگر جرم آب یخ زده را با m و جرم آب تبخیر شده را با 'm نشان دهیم، میتوان نوشت:
انجماد: Freezing / تبخیر: Evaporation
${{Q}_{\text{Freezing}}}+{{Q}_{\text{Evaporation}}}=0\to -m{{L}_{f}}+m'{{L}_{V}}=0\to m{{L}_{f}}\to m'=m\frac{{{L}_{f}}}{{{L}_{V}}}$
مجموع جرم آب یخ زده و جرم آب تبخیر شده 1kg است، بنابراین:
$\begin{align}
& m+m'=1\to m+\frac{m{{L}_{f}}}{{{L}_{V}}}=1\to \frac{m{{L}_{V}}+m{{L}_{f}}}{{{L}_{V}}}=1\to m\frac{m{{L}_{V}}+m{{L}_{f}}}{{{L}_{V}}}=1\to m=\frac{1}{\frac{{{L}_{V}}+{{L}_{f}}}{{{L}_{V}}}} \\
& \to m=\frac{{{L}_{V}}}{{{L}_{V}}+{{L}_{f}}}\to m=\frac{2490}{2490+333/7}=\frac{2490}{2823/7}\simeq 0/882kg\to m\simeq 882g \\
& \\
\end{align}$
23- در گروهی از جانوران خونگرم و انسان، تبخیر عرق بدن، یکی از راههای مهم تنظیم دمای بدن است.
الف) چه مقدار آب تبخیر شود تا دمای بدن شخصی به جرم 50/0kg به اندازهٔ $1/00{}^\circ C$ کاهش یابد؟ گرمای نهان تبخیر آب در دمای بدن $(37{}^\circ C)$ برابر $2/42\times {{10}^{6}}J/kg$ و گرمای ویژهٔ بدن در حدود 3480J/kg.K است.
گرمایی که شخص در کاهش دمای بدن، شخص از دست میدهد برابر است با گرمایی که آب هنگام تبخیر میگیرد. بنابراین:
$Q=Q'\to m{{L}_{V}}=mc\Delta \theta \to m\times 2/42\times {{10}^{6}}=50\times 3480\times 1$
$:m=\frac{50\times 3480}{2/42\times {{10}^{6}}}=719\times {{10}^{-4}}kg=71/9\times {{10}^{-3}}kg\simeq 72g\to m\simeq 72g$ جرم آب
ب) حجم آبی که شخص باید برای جبران آب تبخیر شده بنوشد، چقدر است؟
$p=\frac{m}{V}\to V=\frac{m}{p}=\frac{72}{1}=72c{{m}^{3}}\to V=72c{{m}^{3}}$ ، $p=1000\frac{kg}{{{m}^{3}}}=1\frac{g}{c{{m}^{3}}}$
24- اگر شما یک تیر چوبی و یک لولهٔ فلزی سرد را که هم دما هستند لمس کنید، چرا حس میکنید که لوله سردتر است؟ چرا ممکن است دست شما به لوله بچسبد؟
چوب رسانای ضعیف گرما است، بنابراین گرمای دست را در محل تماس نگه داشته و گرم به نظر میرسد ولی فلز چون رسانای گرما است، گرمای دست را از محل تماس منتقل کرده و سردتر به نظر میرسد. اگر دمای لوله خیلی پایین باشد، رطوبتی که بین پوست دست و سطح فلز قرار دارد، در اثر کاهش دما به بلورهای یخ تبدیل شده و دست را به سطح فلز میچسباند.
25- یک پالتو چگونه شما را گرم نگه میدارد؟ چرا استفاده از چند لباس زیر پالتو این عمل را تشدید میکند؟
لایهای از هوا در بین الیاف پالتو قرار گرفته و چون هوا رسانای ضعیف گرما است، مانع از انتقال گرمای بدن به خارج میشود. با افزایش ضخامت لایههای عایق پوشاننده بدن، آهنگ رسانش گرمای بدن به هوای بیرون کاهش مییابد.
26- دوقوری همجنس و هم اندازه را درنظر بگیرید که سطح بیرونی یکی سیاه رنگ و دیگری سفید رنگ است. هر دو را با آب داغ با دمای یکسان پر میکنیم. آب کدام قوری زودتر خنک میشود؟
قوری تیره، چون تابش گرمایی گسیل شده از سطوح تیره و مات بیشتر از سطوح صاف و روشن است، آهنگ تابش گرما از قوری تیره بیشتر بوده و زودتر خنک میشود.
27- گازی در دمای $20{}^\circ C$ دارای حجم 100/0cm3 است.
الف) این گاز را باید تا چه دمایی گرم کنیم تا در فشار ثابت، حجم آن 200/0cm3 شود؟
فشار ثابت، ${{T}_{2}}=?$ ${{V}_{2}}=200c{{m}^{3}}$ ${{V}_{1}}=100c{{m}^{3}}$ ${{T}_{1}}=20+273=293K$
$\frac{{{P}_{1}}{{V}_{1}}}{{{T}_{1}}}=\frac{{{P}_{2}}{{V}_{2}}}{{{T}_{2}}}\to \frac{{{V}_{1}}}{{{T}_{1}}}=\frac{{{V}_{2}}}{{{T}_{2}}}\to \frac{100}{293}=\frac{200}{{{T}_{2}}}\to {{T}_{2}}=\frac{293\times 200}{100}=586K\to {{T}_{2}}=586K=313{}^\circ C$
ب) این گاز در همین فشار در چه دمایی دارای حجم 50/0cm3 خواهد شد؟
فشار ثابت، ${{T}_{2}}=?$ ${{V}_{2}}=500c{{m}^{3}}$ ${{V}_{1}}=100c{{m}^{3}}$ ${{T}_{1}}=293K$
$\begin{align}
& \frac{{{P}_{1}}{{V}_{1}}}{{{T}_{1}}}=\frac{{{P}_{2}}{{V}_{2}}}{{{T}_{2}}}\to\frac{{{V}_{1}}}{{{T}_{1}}}=\frac{{{V}_{2}}}{{{T}_{2}}}\to\frac{100}{293}=\frac{50}{{{T}_{2}}}\to{{T}_{2}}=\frac{50}{100}=146/5K\to {{T}_{2}} \\
& =146/5K=-126/5{}^\circ C \\
\end{align}$
28- هوایی با فشار 1/0atm درون استوانهٔ یک تلمبه دوچرخه به طول 24cm محبوس است. راههای ورودی و خروجی هوای استوانه تلمبه را میبندیم. اکنون:
الف) اگر طول استوانه را در دمای ثابت به 30/0cm افزایش دهیم، فشار هوای محبوس چقدر خواهد شد؟
${{P}_{2}}=?$ ${{L}_{2}}=30cm$ ${{L}_{1}}=24cm$ ${{P}_{1}}=1atm$
$\begin{align}
& \frac{{{P}_{1}}{{V}_{1}}}{{{T}_{1}}}=\frac{{{P}_{2}}{{V}_{2}}}{{{T}_{2}}}\to {{P}_{1}}{{V}_{1}}={{P}_{2}}{{V}_{2}}\xrightarrow{V=AL}{{P}_{1}}A{{L}_{1}}={{P}_{2}}A{{L}_{2}}\to {{P}_{1}}{{L}_{1}}={{P}_{2}}{{L}_{2}} \\
& \to 1\times 24={{P}_{2}}\times 30\to {{P}_{2}}=\frac{24}{30}=0/8atm\to {{P}_{2}}=0/8atm \\
\end{align}$
ب) برای آنکه در دمای ثابت، فشار هوای محبوس 3/0atm شود، طول استوانه را چقدر باید کاهش دهیم؟
${{L}_{2}}=?$ ، ${{P}_{2}}=3atm$ ، ${{L}_{1}}=24cm$ ، ${{P}_{1}}=1atm$
$\begin{align}
& \frac{{{P}_{1}}{{V}_{1}}}{{{T}_{1}}}=\frac{{{P}_{2}}{{V}_{2}}}{{{T}_{2}}}\to {{P}_{1}}{{V}_{1}}={{P}_{2}}{{V}_{2}}\to {{P}_{1}}A{{L}_{1}}={{P}_{2}}A{{L}_{2}}\to {{P}_{1}}{{L}_{1}}={{P}_{2}}{{L}_{2}} \\
& \to 1\times 24=3\times {{L}_{2}}\to {{L}_{2}}=\frac{24}{30}=8cm\to {{L}_{2}}=0/8cm \\
\end{align}$
تغییر طول استوانه 16 سانتیمتر است. $\left| \Delta L \right|=\left| {{L}_{2}}-{{L}_{1}} \right|=\left| 8-24 \right|=16cm\to \left| \Delta L \right|=16cm$
29- لاستیک یک اتومبیل حاوی مقدار معینی هواست. هنگامی که دمای هوا $17{}^\circ C$ است، فشارسنج، فشار درون لاستیک را 2/00 اتمسفر نشان میدهد. پس از یک رانندگی بسیار سریع، فشار هوای لاستیک دوباره اندازه گیری میشود. اکنون فشارسنج، 2/30 اتمسفر را نشان میدهد. دمای هوای درون لاستیک در این وضعیت چقدر است؟ حجم لاستیک را ثابت و فشار جو را 1/00 اتمسفر در نظر بگیرید.
چون فشارسنجها، فشار پیمانهای گاز را اندازهگیری میکنند. برای محاسبه فشار مطلق هوای داخل لاستیک باید فشار پیمانهای را با فشار جو جمع کرد:$P=Pg+{{P}_{{}^\circ }}$
${{T}_{2}}=?$ ${{P}_{2}}=2/3+1=3/3atm$ ${{P}_{1}}=2+1=3atm$ ${{T}_{1}}=17+273=290K$ ،حجم ثابت
$\frac{{{P}_{1}}{{V}_{1}}}{{{T}_{1}}}=\frac{{{P}_{2}}{{V}_{2}}}{{{T}_{2}}}\to \frac{{{P}_{1}}}{{{T}_{1}}}=\frac{{{P}_{2}}}{{{T}_{2}}}\to \frac{3}{290}=\frac{3/3}{{{T}_{2}}}\to {{T}_{2}}=\frac{290\times 3/3}{2}=319K\to {{T}_{2}}=319K=46{}^\circ C$
30- دما و فشار متعارف (STP) برای گاز، دمای $0{}^\circ C=273K$ و فشار 1atm=1/013×105Pa معرفی میشود. حجم یک مول گاز کامل در دما و فشار متعارف چقدر است؟
$V=?$ ، $R=8/314\frac{J}{mol.K}$ ، $n=1mol$ $P=1atm=1/013\times {{10}^{5}}Pa$ ، $T=273K$
طبق قانون گازها داریم:
$PV=nRT\to V=\frac{nRT}{P}=\frac{1\times 8/314\times 273}{1/013\times {{10}^{5}}}\simeq 2240\times {{10}^{-5}}m=22/40\times {{10}^{-3}}{{m}^{3}}\to V\simeq 22/4L$
31- یک حباب هوا به حجم 0/20cm3 در ته یک دریاچه به عمق 40/0m قرار دارد که دما در آنجا $4/0{}^\circ C$ است. حباب تا سطح آب بالا میآید که در آنجا دما $20{}^\circ C$ است (دمای هوای حباب با دمای آب اطراف آن یکسان است). در لحظهای که حباب به سطح آب میرسد حجم آن چقدر است؟ فشار هوا در سطح دریاچه را 105 ×1/01 درنظر بگیرید.
${{T}_{2}}=20+273=293K$ ${{T}_{1}}=4+273=277K$ ${{V}_{1}}=0/2c{{m}^{3}}$
${{T}_{2}}=20+273=293K$ ${{T}_{1}}=4+273=277K$ ${{V}_{1}}=0/2c{{m}^{3}}$
${{P}_{1}}={{P}_{{}^\circ }}+pgh=1/01\times {{10}^{5}}+(1000\times 10\times 40)$
فشار در سطح آب${{P}_{2}}={{P}_{{}^\circ }}=1/01\times {{10}^{5}}Pa\to $ ، و فشار در عمق 40 متری دریاچه ${{P}_{1}}=5/01\times {{10}^{5}}Pa\to $
$\begin{align}
&\frac{{{P}_{1}}{{V}_{1}}}{{{T}_{1}}}=\frac{{{P}_{2}}{{V}_{2}}}{{{T}_{2}}}\to\frac{5/01\times{{10}^{5}}\times0/2}{277}=\frac{1/01\times{{10}^{5}}\times{{V}_{2}}}{293}\to\frac{1/002}{277}=\frac{1/01{{V}_{2}}}{293} \\
& \to {{V}_{2}}=\frac{293\times 1/002}{277\times 1/01}\simeq 1/05c{{m}^{3}}\to {{V}_{2}}\simeq 1/05c{{m}^{3}} \\
\end{align}$












